تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٥ - شرح آيات
شود، و به چالش آفريننده روزى دهنده خود و كسى كه سرنوشتش به دست او است برخيزد! اين شكل پرسش ژرفناى وجود ما را به لرزش در مىآورد، و ما را درباره انديشهها و باورهايى كه از آنها پيروى مىكنيم، دچار شك و ترديد مىسازد.
حتى مؤمنان به رسالتهاى خدا نيز چنان شايسته است كه حالت جمود فكرى خود را بشكنند و از خود بپرسند كه: رسالتهاى پروردگارشان چه اندازه بزرگ است، و اگر آنها را سبك بشمارند يا همه تعاليم آنها را به جريان نيندازند، چه اندازه از بهرهاى كه بايد ببرند كاسته مىشود؟ به حق بايد گفت كه: آن از ما مؤمنان حجاب عادتى را دور مىكند كه از صعود ايمان ما جلوگيرى به عمل مىآورد، به همان گونه كه از ديگران حجاب استكبارى را دور مىكند كه مانع ديدن گواهيهاى راست و درست رسالت است و، مثلا، آنان را چنان مىيابيم كه از گواهى دادن علما به صدق رسالت غافل مىمانند و از خود نمىپرسند كه: چگونه علماى بنى اسراييل، همچون كسانى شبيه عبد اللَّه بن سلام كه در نزد ايشان به صدق و پاكيزه جانى معروف بود، به رسالت جديد ايمان آوردند.
وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى مِثْلِهِ فَآمَنَ و گواهى داد گواهى از بنى اسراييل بر مثل آن و ايمان آورد.
على رغم آن كه ايمان آوردن ظاهرا به مصلحت او نبود. مگر نه اين بود كه جايگاه خود را در نزد قومش از دست مىداد و به صورت يك سپاهى از لشكريان اسلام در مىآمد؟
/ ١٤٢ وَ اسْتَكْبَرْتُمْ و شما كبر ورزيديد.
نسبت به حق، و با وجود بيّناتى كه پياپى بر صدق رسالت گواهى مىداد، به آن ايمان نياورديد.
آرى، حجاب بزرگى كه مانع رسيدن نور ايمان به قلبهاى ايشان مىشود، استكبار ايشان در زمين و ستم كردنشان بر مردم است، مگر ظلم تاريكى بسيار غليظ نيست؟