تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٧ - شرح آيات
نمىگرفتند، چه ما از آنان قويتريم. [١٤] به همان گونه كه يهوديان ساكن در جزيرة العرب، با وجود اين كه چشم به راه پيغمبرى موعود بودند، پس از ايمان آوردن اعراب به او از ايمان آوردن خوددارى كردند و گفتند: اگر خوب بود بر ما سبقت نمىگرفتند.
قريشيان، در آن هنگام كه ديدند موالى و بردگان همچون بلال و صهيب و عمّار اسلام آوردهاند، نسبت به رسالت كافر شدند. آنان در صدد دست يافتن به دينى بودند كه نفوذ آنان را در ميان طبقات پستتر افزايش دهد، نه اين كه آنان را با يكديگر برابر سازد.
همين گونه است در زمان حاضر كه مشاهده مىكنيم طبقات محروم و مستضعف به دعوتهاى اصلاحى پاسخ مثبت مىدهند، در صورتى كه مترفان و مستكبران به مخالفت با آنها بر مىخيزند، و ادعاى ايشان آن است كه ما از ايشان داناتر و صاحب مقامى عاليتريم، و روا نيست كه با پذيرفتن پيشنهاد اصلاحى به اين اعتراف كنيم كه آنان بر ما برترى دارند. مگر سبقت گيرندگان مقربتر نيستند؟! به همان گونه كه بعضى از سفيهان، به مجرد آن كه رقيبان ايشان در ايمان آوردن بر ايشان پيشى گيرند، به مخالفت با حق بر مىخيزند و خود را از رسيدن به خيرات آن باز مىدارند. و اين از باز ماندههاى عصبيت جاهلى است كه از رسيدن نور هدايت جلوگيرى مىكند.
وَ إِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ و چون به آن هدايت نشدند و نرسيدند.
يعنى به سبب عصبيت و ستم و استكبارشان به هدايت نرسيدند، در صدد يافتن بهانهاى بر آمدند تا طبقات ضعيف را براى انكار خويش قانع سازند، بلكه آسايش خودشان را نيز فراهم آورند كه پيوسته براى ترك حق در معرض ملامت نفس خويش قرار داشتند، و به همين سبب مشاهده مىكنيم كه رسالت را به دروغگويى
[١٤] - كلبى و زجاج از ابن عباس روايت كردند كه آيه درباره آنان نازل شد (همان منبع، ص ١٩٥).