تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٠٥ - صلح حديبية
به خدا و خويشاوندى او را سوگند دادند و گفتند كه هر كس از ايشان كه به نزد تو بيايد در امان است، و او (ص) كسى را به نزد ابو بصير و همراهانش فرستاد و به مدينه آمدند». [١٤]/ ٣٠٥ در تفسير القمّى آمده است: و رسول اللَّه (ص) پس از نوشتن معاهده صلح به اصحاب خود گفت: قربانيهاى خود را ذبح كنيد و موهاى خود را بستريد، و آنان باز ايستادند و گفتند: چگونه چنين كنيم در صورتى كه بر گرد خانه طواف نكرده و سعى ميان صفا و مروه را انجام ندادهايم؟ پس پيامبر (ص) اندوهناك شد و شكايت به نزد امّ سلمة برد و او گفت: يا رسول اللَّه! تو قربانى خود را ذبح كن و موهاى خود را بستر، پس رسول اللَّه چنين كرد، و ديگران بدون شك و ريب و با يقين به ذبح پرداختند. (و در اين جا انديشه مهمى آشكار مىشود، و آن اين كه
رهبرى در آن صورت كه به آنچه خود مىگويد عمل كند، اثر آن در كسانى كه در پيرامون او زندگى مىكنند قويتر خواهد شد).
هنگامى كه به مدينه باز گشتند گفتند: اين فتح نيست، چه آنان چنان مىپنداشتند كه پيروزى حتما بايد با جنگ به دست بيايد، و در آن اسير كردن و دست يافتن به غنايم جنگى صورت بگيرد، و از ابعاد حقيقى فتح آگاه نبودند، ولى رسول (ص) اين همه را مىدانست و به مجرّد آن كه اين سخن را شنيد، اصحاب خود را جمع كرد و با تأكيد به ايشان گفت كه آنچه پيش آمده بزرگترين پيروزى است، و سپس گفت: «مشركان به آن راضى شدند كه شما را به راحتى از شهرشان دور كنند» و اين يك مرحله از مراحل فتح است كه دشمن به وجود مسلمانان اعتراف كند، «و درباره مطلب از شما پرسش كنند، و تمايل به آمدن نزد شما را ابراز دارند يعنى به شما همچون كسى مثل خودشان اعتراف كنند «و پيشتر از شما كراهت داشتند و آن هم چه كراهتى، و خدا شما را بر ايشان پيروز ساخت، و شما را سالم و غنيمت يافته و پاداش گرفته به خانههاتان باز گرداند، و اين بزرگترين فتح است» و
[١٤] - بحار الانوار، ج ٢٠، ص ٣٣٥.