تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٤٦ - شرح آيات
اين از علاقه آنان به مردم است، و اما علاقه ايشان با خدا علاقه بندگى و خضوع مطلق است ... در هر حركت خود به عبادت اشتغال دارند، و نيز در هر كلمه كه با آن سخن مىگويند، بدان سبب كه هر چه از ايشان صادر مىشود تجلّى و ظهورى از نماز و عبادتها با هدفها و ارزشهاى آنها است.
تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً آنان را در حال ركوع و سجود مىبينى.» در رفتار آنان نماز را مىبينى، پس آنان به خدا پيوستگى دارند، و از فحشاء و منكر باز ايستادهاند،/ ٣٤٦ و با ديگران راستگو و صادقند، و به واجباتشان ملتزم ... الخ، بدان سبب كه عبادت در نظر ايشان تنها ركوع و سجود نيست، و به همين دليل در حدّ ظاهر نماز توقف نمىكنند، و بلكه آن را به صورت تحرك در زندگى بنا بر مقتضيات و هدفهاى آن در نظر مىگيرند، و آشكارترين اين هدفها دو تا است
خواستار فضل او شدن در دنيا، و طلب خرسندى و رضوان او در آخرت.
يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً خواستار فضل و رضايت و خرسندى خدايند.» به سبب زيادى نمازگزاردن و به سجده رفتن ايشان كه اوج خضوع و فروتنى نسبت به خدايشان را آشكار مىسازد، بر پيشانيهاى ايشان نشانه سجود را مىبينى، و شك نيست كه اين نشانهها جز بر اثر مبالغه در عبادت پديد نمىآيد.
سِيماهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ سيما و نشانه ايشان بر چهرهشان به سبب سجدههايى كه كردهاند آشكار است.» امام على- عليه السلام- در توصيف اصحاب رسول اللَّه (ص) گفته است: «و همانا ياران پيغمبر را ديدم، و كسى را نمىبينم كه همانند آنان باشد.
روز را ژوليده مو و گردآلود به شب مىرساندند، و شب را، به نوبت، در سجده يا قيام به سر مىبردند. گاه پيشانى بر زمين مىسودند و گاه گونه بر خاك؛ از ياد معاد چنان ناآرام مىنمودند كه گويى بر پاره آتش ايستاده بودند. ميان دو چشمانشان چون بازوى بزان پينه بسته بود از درازى ماندن در سجود. اگر نام خدا برده مىشد، چنان مىگريستند كه گريبانهاشان تر شود، و چنان مىلرزيدند كه درخت در روز