تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٢ - شرح آيات
بهرهبردارى كند، بدان سبب كه مقياس سالمى ندارد تا به وسيله آن بتواند تجربههاى سودمند آنان را از آنچه زيانبخش است تميز دهد، و به كسى مىماند كه بر روى شن خانه بنا كند كه هر چه زودتر ويران خواهد شد.
تجربههاى تاريخ نشان داده است كه از ملتهاى صاحب اصالت و ريشهدار بهتر از ملتهاى متمرّد نسبت به تاريخ و تمدن خويش مىتوانند از تجارب ديگران بهرهمند شوند.
ما امروز در انتظار آن نسل مؤمنى هستيم كه در سه بعد زندگى كند: با وضع موجود زمان خود همكارى داشته باشد، و از گذشته خود بهرهمند شود، و خواستار آيندهاى بهتر باشد.
[١٨] دين و بى دينى از قديم در نزد بشر وجود داشته است، پس به همان گونه كه از قديم مردمان صالح و ملتزم به دين وجود داشتهاند، كسان ديگرى كه كافر بودند نيز در كنار ايشان مىزيستهاند، پس اگر چيز كهنه و قديمى ارتجاع است، كفر/ ١٥٨ نيز قديم است و بايد به چشم ارتجاع به آن نظر شود! و اين افكارى كه جاهليان به نام پيشرفت ترويج مىدهند، شتابان به سوى ارتجاع پيش مىرود، چه دعوت به بازگشت به حالت ابتدايى مىكند كه در آن التزام به ارزشها و عادات صالح وجود نداشت، و آن كه امروز به رستاخيز و قيامت كافر است و ادعا مىكند كه آن از اساطير الاولين است، هر چه زودتر با آن كافران گذشته محشور خواهد شد تا براى او اين مطلب آشكار شود كه كفر- و نه دين- از اسطورههاى گذشتگان است.
أُولئِكَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ آنان همان كساناند كه گفته درباره امتهايى از جن و انس كه پيش از ايشان بودند و از ميان رفتند، در حق ايشان صدق مىكند.
چگونه گفتار درباره ايشان صدق بود و درست در آمد؟
كافر شدند و خدا بر دلهاشان مهر نهاد، و توفيق ايمان را از آنان سلب كرد، پس كافر باقى ماندند و خدا آنان را به آتش در ميان امتهاى گذشته داخل كرد.