تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٧٧ - شرح آيات
زمين خرامان و با تكبّر راه مرو، مقصود از آن همه پولها است و بنا بر اين مىتواند مقدارى از آن را بدهد و مخالف وعيد عمل نشده است، و نهى از نوشيدن شير بايد مقارن با خوردن ماهى باشد (يا همه نهى از جمع كردن بين آن دو است) و به همين گونه نهى از راه رفتن همراه با ناز و تكبر است نه همه چيز.
شرط نيز چنين است، پس چون گفته شود: اگر صبح به ديدارم بيايى گراميت مىدارم، يا اگر از بلاى رسيده به ديگران شادمان شوى از تو دورى خواهم كرد، اين شرط به تنگترين حلقههاى سخن تعلق مىگيرد، يعنى در هنگام صبح گراميت مىدارم، و در هنگام شادمانى از بدبختى ديگران تركت مىكنم، و در اين نيز شرط چنين است: هنگامى كه فاسقى خبر براى شما آورد ... كه در آن شرط مقصود است و هدف از آن محدود كردن نتيجه به تنگترين حدها كه آن فاسق بودن آورنده خبر است، و به همين سبب پيشينيان گفتهاند كه: اين از مفهوم شرط است نه از مفهوم وصف، و خدا دانا است.
پنجم: آيا مقصود از تبيّن چيست؟ ظاهرا هر اسلوبى را شامل مىشود كه انسان را به حالت وضوح و آشكارى مطلب مىرساند، و چون خدا همه مؤمنان را با اين كلمه مخاطب قرار داده، مفهوم تبيّن نيز عرفى خواهد بود، به معنى اين كه نفس انسان معمولى به آن اطمينان پيدا كند، تا شك معقولى در آن باقى نماند كه عقلا آن را به عنوان حجت بودن در نزد خدا براى موضوعها كافى مىدانند.
/ ٣٧٨ پس خواه بيّنه (گواهى دو عادل) باشد يا شياع مفيد براى اطمينان حاصل كردن، يا گواهى كارشناسان از خلال مجموعه متراكمى از گواهيها و آثار، يا خبر عاقل عادل، اينها همه از گونه تبيّن در نزد عاقلان به شمار مىرود ... ولى عقلا، در صورتى كه اوضاع و احوال جارى باعث ايجاد شك در شخص باشد، همچون اين شايعه كه اعتقاد بر آن است كه منشأ آن شايعهاى مغرضانه است و سبب اطمينان خاطر نمىشود، ديگر حجت نيست.
به همان گونه كه خبر عادل درباره چيزى كه در نزد غير او مخفى نمىماند، اگر در اظهار آن تنها بوده باشد، همچون اين كه شخص بگويد كه فلان خبرگزارى