تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩١ - زمينه كلى سوره
٣- و خدا كسانى را كه ايمان آوردهاند، اگر به يارى دين او و فرستادهاش برخيزند، يارى مىدهد و به پيروزى مىرساند، در صورتى كه كافران گرفتار ترس و شكست و سستى مىشوند، و كوششهايشان بى حاصل مىماند. مگر از آنچه خدا فرستاده است اكراه نداشتهاند؟! (پس سستى و هلاك بهره ايشان است) و خدا اعمال ايشان را (حتى آنها كه صالح مىنمايد) باطل مىكند، و حوادث تاريخى گواهى بر اين سنت است. چرا در زمين گردش نمىكنند تا ببينند كه سرانجام كافرانى كه پيش از ايشان بودهاند چگونه بوده است؛ خدا چنان آنان را هلاك كرد و برانداخت كه هيچ چيز از ايشان بر جاى نماند، و اين سنّت خدا است كه در پسينيان همچون در پيشينيان ادامه خواهد يافت، و اينها مثالهايى براى كافران است.
٤- خدا مولاى كسانى است كه ايمان آوردند (و آنان را با نصرت خود تأييد مىكند و مواظب ايشان است) و اين كه كافران مولى و دوستى ندارند (على رغم دوستى با بتان و شريكان خدا كه به چيزى محسوب نمىشوند).
٥- كسانى كه ايمان آورده و به انجام دادن اعمال صالح پرداختهاند، از طريق روشى سالم به طرف هدفهايى عالى در حركتاند، و به همين جهت خدا آنان را به بهشت مىبرد، در صورتى كه كافران بدون داشتن هدفى به بهرهمندى از دنيا مشغولاند/ ١٩٧ و چنان مىخورند كه چارپايان مىخورند، و آتش جايگاه ايشان است، بدان سبب كه در دنيا تلاشى براى دور شدن و پرهيز كردن از آن نكردند.
قرآن اساس انديشههاى مبتنى بر قوت ظاهرى را كه كفار در اختيار دارند، با بيان اين مطلب فرو مىريزد كه: شهرهايى محكمتر از مكه بوده است كه خداوند متعال مردمان آنها را هلاك كرده و هيچ ياورى براى ايشان پيدا نشده است.
٦- مؤمنان بنا بر راهنمايى پروردگارشان حركت مىكنند، و به هيچ عملى نمىپردازند مگر آن كه حجت و برهان آشكارى از جانب خدا براى انجام دادن آن داشته باشند، در صورتى كه كافران از هواهاى نفس آراسته شده براى ايشان پيروى مىكنند، و اين دو گروه هرگز نمىتوانند با يكديگر برابر باشند. آنان بر راه آشكارى