تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠٠ - شرح آيات
در چارچوب ايمان و بر اساس آن و برخاسته از ارزشهاى آن.
وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلى مُحَمَّدٍ و به آنچه بر محمّد نازل شد ايمان آوردند.
به رسولى كه خدا رسالتهاى خود را به او كامل كرد، و قلبهاى خويش را با تعصب و حسد و كينه و دشمنى با رسول و بزرگى فروشى نسبت به او تباه نكردند، و آيه اشاره به ضرورت ايمان آوردن به محمّد پيغامبر (صلّى اللَّه عليه و آله) به صورتى كامل دارد، پس آن كه گمان مىكند كه رسالت او مخصوص اعراب است، يا اين كه او رهبرى بشرى است و با عصمت الاهى تمايز پيدا نكرده است، يا اين كه از روى هواى نفس سخن مىگويد، يا اين كه متناسب با اوضاع و احوال پريشان گويى مىكند، و نظاير اينها، كسى نيست كه به حق به محمد (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) ايمان آورده باشد، در صورتى كه خدا گفته است ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا آنچه را كه رسول به شما داد بگيريد و آنچه را كه از آن ممنوعتان كرد ترك كنيد»، [١] و گفت وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ و همانا تو خلق و خويى بزرگ دارى»، [٢] و گفت وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ* لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ* ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ و اگر گفتههايى را بر ما مىبست، او را به دست راست مىگرفتيم، و سپس رگ گردن او را قطع مىكرديم». [٣]/ ٢٠٧ ايمان به محمد (ص) گواهى بر راستى ايمان به خدا است، پس هر كه در برابر اين ايمان به استكبار بپردازد، به حق كفر ورزيده كه اساس هر ايمان است.
وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ و آن حقّ و از پروردگار ايشان است.
پس چون حق و از خدا است، ناگزير بايد به او تسليم شد، نه بر اساسهاى باطل، پس از آن نظر كه محمّد (ص) خليفه خدا در زمين است، ناگزير بايد از او
[١] - الحشر/ ٧.
[٢] - القلم/ ٤.
[٣] - الحاقة/ ٤٤ تا ٤٦.