تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٨ - شرح آيات
متهم كردند.
/ ١٤٤ فَسَيَقُولُونَ هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ پس به زودى خواهند گفت كه اين دروغى كهن است.
چنين است كه نادان در فرو رفتن در دركات كفر از آن جا آغاز مىكند كه بر مردمان ستم روا دارد و بر ايشان كبر فروشد، و به دلايل ضعيف متشبث مىشود و مىگويد كه اگر اين كار ايمان آوردن به رسالت كار خوبى بود ناگزير اول ما به فهم آن توفيق مىيافتيم و چنان نمىشد كه ديگران بر ما پيشى گيرند، و در پايينترين درجه به ساختن اين نظريّه مىپردازند كه خود رسالت از دروغهاى قديمى است، به همان گونه كه گفتهاند از اساطير الاولين است.
[١٢] هرگز چنين نيست ... آن رسالت يگانه خدا كه حقايق تاريخ گواه بر راستى آن است، و بزرگترين تصديق كننده آن اين واقعيت است كه بخشى از آن بخش ديگر را تصديق مىكند.
وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَةً و پيش از آن كتاب موسى پيشوا و راهنما و رحمت بود.
كه برنامهاى براى پيروى و رحمتى براى پيروان آن بود.
وَ هذا كِتابٌ مُصَدِّقٌ لِساناً عَرَبِيًّا و اين است كتابى تصديق كننده به زبان عربى.
پس بدان گونه كه مىپندارند، دروغ كهن نيست، بلكه راستى است كه حوادث تاريخ گواهى بر سودمندى عام آن براى انسانيت است. آيا نديديد كه كتاب فرو فرستاده خدا به موسى براى بنى اسراييل چگونه بوده و آنان را از گمراهى و استضعاف و ناكامى، در صورت عملى كردن آن، نجات داد؟
لِيُنْذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا تا كسانى را كه ستم مىكردند بترساند.
پس طاغيان و مستكبران و مترفان كه به مردم ستم مىكردند، ديگر نمىتوانند قرآن را وسيلهاى براى بهره كشى از ديگران قرار دهند و به هواى نفس خود برسند، و اين كتاب براى آن آمد كه به آنان بيم دهد و محرومان را از ظلم و ستم