تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٨٧ - شرح آيات
كه آنان را به جنگى كشاندهاند كه در آن مصلحتى براى آنان وجود نداشته است، در صورتى كه رهبرى دو گروه، به همان گونه كه مسئول جنگ است مسئوليت صلح را نيز بر عهده دارد.
ثانيا: قرآن با ما از قوانين صلح يا از صلحى كه بر پايه عدالت صورت گرفته باشد سخن نمىگويد، چرا كه تحقق بخشيدن به آن در حالت جنگ تقريبا محال است، و لذا از جامعه خواسته است كه براى رسيدن به صلح كوشش كند.
ثالثا: قرآن هر دو طرف جنگ را، على رغم آن كه كشتن يكديگر گمراهى بزرگى است، به نام مؤمنان خوانده است، و اين دليل بر آن است كه امكان دارد فرزندان امت واحدى در جنگ خانگى به جان يكديگر بيفتند كه سبب آن فتنهها و هواهاى نفسانى بوده باشد، پس ما حق آن نداريم كه مردمان را به مجرد پرداختن به مبارزه با يكديگر كافر بخوانيم، به همان گونه كه هيچ يك از دو طرف جنگ حق آن ندارد كه طرف ديگر را به مجرّد اعلان جنگ كردن بر خودش به خروج از چارچوب ايمان متهم سازد.
/ ٣٨٨ فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى پس اگر يكى از آن دو بر ديگرى ستم كرد.
پس به صلح گردن ننهاد يا با پذيرفتن صلح به آن خيانت كرد.
فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ پس با آن كه ستم كرده است بجنگيد تا به فرمان خدا گردن نهد.
آيا ممكن است اسلام را با شعارها و اندرزها و پيمانها و شوراهاى امنيت بر پا نگاه داريم؟ گاه ممكن است همه اينها سودمند باشد، ولى در آن حد نيست كه از جنگى جلوگيرى كند كه اشخاص به آن داخل نمىشوند مگر اين كه از تحقق يافتن هدفهايشان با هر وسيله ديگر مأيوس شده باشند، و در اين هنگام است كه بر مركب دشوار جنگ سوار مىشوند و مصيبتها و بدبختيهاى آن را تحمل مىكنند. پس چگونه ممكن است با قرار و اندرز آن را متوقف سازند؟
در اين هنگام ناگزير مىبايستى همه مردم مسئوليت حفظ صلح را تحمل