تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥٧ - شرح آيات
باز گرديد»، [٣٦] و امام امير المؤمنين عليه السلام گفته است: «بر شما باد بازگشت به كتاب خدا كه ريسمان استوار است و نور روشنگر و شفاى سود بخش و خوشحالى سودمند است، و متمسك به خود را از گناه باز مىدارد، و مايه نجات كسى است كه به آن متشبّث شود». [٣٧] متدبّر در قرآن آيات آن را درباره خود تطبيق مىكند، و چون از نشانه عيبى از خود آگاه شود به اصلاح آن مىپردازد، و اگر از معرفت ناقصى در نفس خود خبر پيدا كند به تكميل آن بپردازد، يا اگر راه رشدى در آن ببيند به پيروى از آن بپردازد، يا چون از روشى آميخته به گمراهى خبردار شود به ترك آن بپردازد.
امام امير المؤمنين عليه السلام در توصيف مؤمنان گفته است
اما شب هنگام راست برپايند، و قرآن را جزء جزء با تأمل و درنگ بر زبان دارند، و اگر به آيهاى گذشتند كه تشويقى در آن است، به طمع بيارمند و جانهاشان چنان از شوق بر آيد كه گويى ديدههاشان به آن نگران است، و اگر آيهاى را خواندند كه در آن بيم دادنى است، گوش دلهاى خويش بدان نهند، آن سان كه پندارى بانگ بر آمدن و فرو شدن آتش دوزخ را مىشنوند». [٣٨] خلاصه كلام: آنچه من از تدبر مىفهمم، جستجوى از تطبيق كردن و به كار بستن آيات است خواه درباره خودشان يا درباره ديگران ... ولى تدبّر نيز شرطى دارد كه عبارت از باز بودن در قلب نسبت به قرآن و دور بودن آن از حجابها و قفلها است كه نتيجهاى از احكام پيش از قرآنى و قالبهاى فكرى پيشساخته و تأويلهاى مبتنى بر اساس هوا و هوس و شهوات است.
أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها يا بر دلها قفلهايى زده شده است.
/ ٢٦٠ گفتهاند كه: قفل از قفيل مشتق شده و آن به معنى بخشى از درخت است كه خشك شده باشد، و چنان است كه گويى قلب دچار كورى شده و نور قرآن را
[٣٦] - بحار الانوار، ج ٩٢، ص ١٧.
[٣٧] - همان كتاب، ص ٢٣.
[٣٨] - نهج البلاغة، خطبه ١٩٣.