تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٢ - شرح آيات
چيزى را بشر تصوّر كند مگر اين كه پروردگارمان آن را آفريده باشد، و براى آن گونههاى فراوان به وجود آورده باشد، سبحان ربّنا و تعالى! [٣٤] و از تكذيب چه سودى ممكن است حاصل شود؟ آيا اگر خود را از خورشيد پوشيده دارى، نور آن از ميان خواهد رفت؟! و آيا كسى كه مرگ را دروغ شمارد، از خطر مرگ در امان خواهد ماند؟! حقيقت اين است كه با تكذيب آن هر چه بيشتر سبب نزديك شدن آن به نفس مىشود.
در آن هنگام كه منكران بعث به گرمى آتش مىانديشند، و با چشم درونى خويش شعلههاى كوهپيكر آن را مىبينند كه در جهنم نشانهاى از خشم را جلوهگر مىسازند، نزديك است كه قلبهاشان با دم و بازدم آن از جا كنده شود، و در آن روز است كه به عذاب ايمان مىآورند، ولى اين ايمان پس از فوت فرصت است.
وَ يَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ قالُوا بَلى وَ رَبِّنا قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ و آن روز كه كافران را بر آتش عرضه مىدارند (و از آنان مىپرسيدند كه) آيا اين درست و به حق نيست؟ (و آنان) مىگويند كه سوگند به پروردگارمان چنين است، (به ايشان) خواهند گفت كه: به سبب كفرى كه مىورزيديد اكنون عذاب را بچشيد.
اين پايان كار هر كسى است كه نسبت به عذاب كافر باشد، و بعث را انكار كند و مستكبرانه بپرسد: چگونه خدا مردگان را زنده مىكند؟
تنها تصور لحظهاى كه كافران را مىآورند تا جهنم را ببينند و شعلههاى ملتهب آتش آن را مشاهده كنند، براى پذيرفتن و تصديق آن كفايت مىكند، آيا مىدانى براى چه؟ بدان سبب كه پايه كفر به آخرت بنا شده بر غفلت است و از پى هوا رفتن و حق را ريشخند كردن، پس تصوّر اين عذاب مهيب براى متزلزل كردن اساس كفر كفايت مىكند، و شخص را به ضرورت تفكر جدى بر مىانگيزد، و از روانه بودن او در خط شهوتها جلوگيرى به عمل مىآورد، و در نتيجه پرده غرور از برابر چشم او فرو مىافتد و با آن مستقيما حقايق را رؤيت مىكند.
/ ١٨٧ [٣٥] براى آن كه سنّت امتحان در ميان كافران جريان پيدا كند و بدان