تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٥ - شرح آيات
جوانى خويش را در بهرهمندى از لذتها به مصرف رسانده و در آن هنگام كه به پيرى مىرسد چيزى جز درد و رنج و ناكامى و حسرت برايش باقى نمانده است.
ولى آيا چه چيز است كه آدمى را به اسراف و تبذير طيبات در دنيا وا مىدارد، آيا سبب آن يك نياز مبرم است؟ هرگز ... نيازمنديهاى آدمى محدود است، و با مصرف كردن مقدارى از قدرت خود مىتواند آنها را تأمين كند، و لقمه نانى براى خوردن و جايى براى زيستن در آن به چنگ آورد، و حرص و آز بشر بيشتر براى دست يافتن به چيزهاى هر چه گرانبهاتر است. مىخواهد لذيذترين خوراك را مصرف كند، و در مرفهترين سرا به سر برد، و از بهترين كالاها در زندگى خويش بهرهمند شود، حتى اگر به حساب آخرت او باشد، و به همين سبب با دزدى و حيله به مردمان ستم مىكند، و اسباب دست گردنكشان و عاصيان مىشود تا به اين تجمّلات غير ضرورى دست يابد، و چون اين گونه چيزها نيز درجات گوناگون دارد، نفس امّاره پيوسته او را به تلاش براى دست يافتن به بالاترين درجه آنها برمىانگيزد، پس اگر كاخى بنا كند و كاخ دوستش از آن بهتر و برتر باشد، در صدد آن بر مىآيد كه كاخى بزرگتر و با شكوهتر از كاخ دوست خويش را مالك شود، و اگر اتومبيلى داشته باشد و از وجود اتومبيل بهترى آگاه شود، براى خريدن آن به بازار مىرود و در آن مىكوشد تا به هر وسيله كه ممكن باشد آن را براى خود به دست آورد، و همچنين ...
در اين جا مىپرسيم: ريشه رقابت درباره تجمّلات و خواستار شدن آنها بدين شدت در كجا است، در صورتى كه بعضى از آنها ارتباطى چندان نزديك با شهوات انسان ندارد؟
پاسخ: ريشه آن در استكبار و خود بزرگبينى است. انسان پيوسته در آن مىكوشد كه، به حق يا به باطل، بر اقران و امثال خويش برترى پيدا كند، ولى اگر رداى كبريا و استكبار را از تن به دور كند، و خود را با جامه قناعت و خشوع بپوشاند، ريشه انحراف را از جان خود بركنده است، و در اين صورت به ضروريات و آنچه از دنيا براى او ميسر شود بسنده مىكند،/ ١٦١ و تواناييهاى خود را به عدالت ورزيدن