تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦٨ - رهنمودهايى از آيات
ثانيا: ولايت، اساس دين است، و چون پايه و اساس فرو ريزد، ديگر چه چيز از دين بر جاى مىماند؟ مگر نه اين است كه دين نظام اجتماعى تكامل يافته است كه بر گرد محور رهبرى شرعى دوران مىكند؟ پس چون آن از ميان برود همه چيز چنين خواهد شد.
وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ در حالى كه شما هيچ خبر نداريد.
بزرگترين بيماريها آن بيمارى است كه شخص مبتلاى به بيمارى آن را احساس نمىكند، چه به درمان آن نمىپردازد و گاه حاضر به درمان كردن آن نمىشود؛ به همين گونه خطرناكترين گناهان آن گناه است كه شخص گرفتار شده به آن از آن با خبر نيست، بدان سبب كه او را به طرف جهنم مىبرد در صورتى كه او خود را سپارنده راه بهشت تصور مىكند؛ و مخالفت با رهبرى از اين گونه گناهان است، و خداوند متعال گفته است قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا الَّذِينَ ضَلَّ/ ٣٦٩ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً بگو كه: آيا مىخواهيد تا شما را از زيانبارترين اعمال خبردار كنيم، و آن اعمال كسانى است كه كوشش آنان در زندگى دنيا به هدر مىرود و آنان چنان مىپندارند كه نيكوكارى مىكنند». [١٣] چنان مىنمايد كه نفس بعضى از گناهان را چنان در نظر صاحب آن مىآرايد كه آنها را از جمله كارهاى نيكو و حسنات به شمار مىآورد، و گرفتار حالتى شبيه به حالت شخص مبتلاى به بيمارى خواب (تسه تسه) مىشود كه اين بيمارى او را چندان به حالت خفته نگاه مىدارد تا چشم از جهان بپوشد، و هر چه به پايان آن نزديك مىشود، بيشتر در نافهمى و بىاحساسى فرو مىرود، و ديگر اين كه باطل شدن و به هدر رفتن عمل خود به خود از امورى است كه احساس كردن و دريافتن آن دشوار است. آيا خيال مىكنى كه اگر به تو بگويند مزد حجى كه به آن رفتى و زحماتى كه براى اين سفر تحمل كردى و مال فراوانى كه در راه آن به
[١٣] - الكهف/ ١٠٣- ١٠٤.