تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٠٥
است»». [٦١] اگر انسان عالم نباشد تا خود بتواند راه به حق را پيدا كند، با شنيدن آيات قرآن و پيروى از امامان بر حق و علماى صالح مىتواند پند گيرد و راه خود را بيابد.
أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ يا گوش فرا دهد و گواه باشد.
/ ٤٩٧ مشكل حقيقى انسانى كه به هدايت نمىرسد، نبودن قلب يا سمع نيست، بلكه در واداشتن آنها به كارشان است، همچون در مورد اندامها و امكانيات ديگرى كه در اختيار دارد و از آنها چنان كه بايد و شايد بهرهمند نمىشود. و خداوند متعال گفته است وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ و آفريديم براى جهنم گروه كثيرى از جنّ و انس را كه قلب دارند ولى با آن چيزى را فهم نمىكنند، و چشم دارند ولى با آن نمىبينند، و گوش دارند و با آن گوش نمىدهند، اينان همچون چهارپاياناند و بلكه گمراهتر، و از غافلاناند». [٦٢] به سبب وجود اين مشكل، قرآن با انسان دو شرط مىكند تا با شنيدن كلام ديگران و آزمايشهاى ايشان از آيات قرآن بهرهمند شود، كه اوّلى آنها اين است كه گوش دهد» و دومى آن كه خود شنيدن هدف نباشد كه شخص در حروف يا در مرزهاى دانش توقف كند و از آن بيشتر نرود، بلكه بايد شنيدن وسيلهاى براى آن باشد كه به هدف يعنى عمل كردن به حق برسد، و حروف و علم راهى براى پند پذيرفتن است. و خلاصه آن كه شخص بايد مسئول (شاهد) بر آنچه از علمى باشد كه به وى مىرسد كه خدا گفته است يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ أَنْتُمْ تَسْمَعُونَ* وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ قالُوا سَمِعْنا وَ هُمْ لا يَسْمَعُونَ* إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ اى كسانى
[٦١] - همان جا.
[٦٢] - الأعراف/ ١٧٩.