تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٠٣
اين شواهد در آن به يكديگر مىرسند، و/ ٤٩٥ در آنها فعل الاهى مقصود و آشكار مىشود.
بعضى از اقوام و ملتها از لحاظ قوه و نيرو به مقامى برتر از جامعه عربى در هنگام نزول قرآن رسيده بودند، ولى خدا آنان را هلاك كرد، پس آيا اينان تصور مىكردند كه بتوانند هلاك را، در آن هنگام كه به سرزمين ايشان رسيده است از خود دور كنند؟ و آميخته شدن ضميرها و اشارهها در اين آيه ميان «اينان» و «آنان» حامل بيم دادنى به هلاك مشركان از راهى يا از راه ديگر است در صورتى كه همچون پيشينيان عمل مىكنند، و در آن هنگام به راه نجاتى دسترس پيدا نخواهند كرد.
فَنَقَّبُوا فِي الْبِلادِ هَلْ مِنْ مَحِيصٍ پس در شهرها به كاوش پرداختند تا مگر گريزگاهى براى خود پيدا كنند.
و «محيص» از فعل حاص يحيص است و به معنى جايى است كه مرغابى ماده در خاك حفر مىكند تا تخم خود را در آن بگذارد، و آن اقوام تلاش كردند تا جايى براى فرار از عذاب خدا و لو به اندازه يك محيص پيدا كنند و برايشان حاصلى نداشت و به عذاب خدا گرفتار شدند.
[٣٧] و درسها و عبرتهاى تاريخ مىتواند عقل انسان را بر انگيزد و او را به حق هدايت كند، ولى به شرط آن است كه بندها و سنگينيهايى نفس را از پريدن در آسمان هدايت و معرفت باز ندارد، و مانعى براى عقل از عبرت گرفتن از شواهد و آيات براى رسيدن به حقايق فراهم نياورد.
إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى همانا در اين سخن اندرزى است.
كه بشر را از غفلت و گمراهى نجات مىدهد و او را به سوى حق كه فطرى اوست باز مىگرداند و به او مىفهماند كه آيات خداوند، چه آنها كه در قرآن است و چه آيات و نشانههايى كه در آفاق و انفس وجود دارد و چه آنهايى كه در تاريخ بشر تجلى كرده و هنوز هم خود را نشان مىدهد، همگى پرتوهاى هدايت و يادآورى را مىافشانند. اما چه كسى از اين آيات بهره مىگيرد و مايه پند و اندرز او در زندگى مىشوند؟ كسى كه داراى دلى زنده است.
لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ براى هر كس كه قلب داشته باشد.»