تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٥٦ - زمينه كلى سوره
نيروى درونى وجود داشته باشد كه از پاره پاره شدن و تلاشى امت جلوگيرى كند، و اين نيرو جز رهبرى مكتبى نيست كه ناگزير مىبايستى احترام گذاشتن امّت به آن به ترازى بالا برسد، و بدانند كه در اظهار نظر و رأى و گفتار و راه رفتن و هر اقدام ديگر، بر خدا و رسولش پيشى نگيرند، و بانگ خود را از بانگ پيامبر بلندتر نكنند، و همچون ميان خودشان با او به بلند كردن صدا نپردازند. و به كسانى كه صوت خود را در محضر رسول خدا نرم و آهسته نگاه مىدارند، بشارت مىدهد كه آنان را آمرزش و پاداشى بزرگ است. اما كسانى كه احترام رسول را پاس نمىدارند، و مراعات حرمت حجرههايى را كه براى آسايش خانواده او ساخته شده در نظر نمىگيرند و از پشت ديوار آنها بر وى بانگ مىزنند، بيشترشان عقل و خرد خود را به كار نمىاندازند./ ٣٥٨ حرمت رهبرى الاهى را نگاه نمىدارند و از مراعات آداب خوددارى مىكنند، و براى ايشان بهتر آن است كه صبر كنند تا رسول خدا (ص) بيرون آيد و آن گاه درباره كارهاى خود با او سخن گويند (آيه ٥).
ب: پس از آن كه سياق از بيان احترام رهبرى و آداب رفتار كردن و ماهيت ارتباط پيدا كردن با آن فراغت يافت، به مؤمنان فرمان مىدهد كه در كارهاى خود ثبات قدم داشته باشند، و به دنبال خبرهاى فاسقان و نافرمانان روان نشوند، چه ممكن است از روى نادانى اسباب زحمت كسانى شوند و سپس بر آنچه كردهاند دچار پشيمانى گردند، و از اين راه در خرابكارى به روى انگيزندگان فتنه در ميان مسلمانان و ديگر جوامع بشرى بسته مىشود، و قانونى براى امثال اين امور مىگذارد و فرمان مىدهد كه به رهبرى مراجعه كنند و تسليم آن باشند و به فشار وارد كردن بر آن نپردازند، مگر رسول خدا از جانب خدا براى ايشان حامل نور ايمان نبوده است؟ و بنا بر اين آيا بهتر از ايشان راه راست را نمىشناسد؟ و آيا مقتضى سپاسگزارى از او اين نيست كه در قضيه مهمى همچون گرفتن تصميم درباره گروهى معين به مخالفت او بر نخيزند؟ و اگر رسول در نادانى ايشان به اطاعت از ايشان بپردازد، آيا اين سبب فساد كار خود ايشان نمىشود؟ و شايد آيه ٧ به آن اشاره دارد كه مخالفت كردن با رسول نوعى از كفر و فسوق يا عصيان است بر حسب