تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٥٨ - زمينه كلى سوره
حتى در آن هنگام كه شيطان اين نگرش نادرست را به جانهاى ما مىاندازد، روا نيست كه آن را آشكار سازيم، و بعضى از ما به عيب جويى از بعضى ديگر بپردازند يا ميان خود با لقبهاى زشت و قبيح با يكديگر رو به رو شويم. مگر ما مسلمان نيستيم و خدا قلبهاى ما را از هر ناپاكى پاك نكرده است؟ پس چرا بايد بعضى از ما ديگران را با نامهاى فسق بنامند در صورتى كه پروردگار ما را به نامهاى اسلامى از تراز بالا نامگذارى كرده است؟ پس از ايمان آوردن نام بردن از فسوق و نافرمانى بد است (١١).
اگر به دنبال شكها و توهمات و پندارهايى روانه شويم كه از كينهها و حالات روانى يا شايعات مغرضانه سرچشمه مىگيرد، روابط ميان خودمان را با يكديگر خراب كردهايم، و به همين سبب اسلام به آن فرمان مىدهد كه از بسيارى از گمانها اجتناب كنيم، و مىگويد كه پارهاى گمانها گناه است، كه شايد همان باشد كه از طريق تجسس و جاسوسى به دست مىآيد، و نبايد آن گمانها را اساسى در زندگى خود قرار دهيم، و اگر گمان بدى براى ما پيدا شود، نبايد به تحقق بخشيدن و اثبات آن بپردازيم، و به همين جهت است كه دين ما را از اين كار باز مىدارد و مىگويد وَ لا تَجَسَّسُوا به تجسس و جاسوسى نپردازيد»، و اگر از عيب پوشيدهاى از برادرمان با خبر شديم، نبايد با غيبت در پشت سر او به شايع و علنى كردن آن بپردازيم، چه آن بدان مىماند كه كسى گوشت برادر مرده خود را بخورد. آيا اين كار تجاوز به شرف و كرامت و آبروى او نيست، و آيا آبروى او بزرگتر است يا بدنش (١٢)؟
ه: سپس سياق شالوده توحيد را مىريزد كه مخالف با هر نوع تمايزى مادى ميان انسانى و انسان ديگر است، و پروردگار ما تأكيد مىكند كه اصل بشريت يگانه است و از آدم و حواء به وجود آمده،/ ٣٦٠ و بنا بر اين فخر كردن به نسب شايسته نيست، و حكمت در اين كه مردمان به صورت ملتها و قبيلهها در آمدهاند، اين است كه بهتر بتوانند يكديگر را بشناسند و منظور آن نبوده است كه از يكديگر ببرند يا بزرگواريهاى خويش را با يكديگر به مسابقه گذارند، پس چون يكديگر را