تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠٤ - شرح آيات
كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ لِلنَّاسِ أَمْثالَهُمْ و بدين سان خدا براى مردم مثلهايى از ايشان مىزند.
مثال مجموعه صفاتى است كه شخص به آنها تجسّم مىبخشد، پس چون بگوييم: مثال فلان كس، يعنى/ ٢١٠ همه صفات نيك و بد او، كه منطبق بر كسى است كه در آنها با او شباهت دارد، و مثال و صفات در مقابل ذات است، و ذات چندان براى ما حايز اهميت نيست (بدان سبب كه مردمان در ذات با يكديگر اختلافى ندارند)، ولى صفاتى كه اين ذات را در ميان گرفتهاند و مثال آنند مهم است.
قرآن در آن هنگام كه مقياسى از حق و باطل در برابر ما قرار مىدهد، امثال مردم را براى ما بيان مىكند كه مجموع صفات ايشان است، كه به وسيله آن مىتوانيم بفهميم كه چگونه با اين و آن رفتار كنيم، پس هر كس را كه از حق پيروى كند دوست مىداريم، بدان سبب كه مثلى نيكو است، و آن كس را كه از باطل پيروى مىكند دشمن مىداريم، بدان جهت كه مثل و مثالى بد است.
[٤] و چون دو مثال وجود دارد: مثال حق تحقق يافته در مؤمنان، و مثال باطل تجسم يافته در كافران، پس مبارزه ميان آن دو در جريان است، و به جنگ منتهى مىشود، و بر مؤمنان است كه از لحاظ نفسى و روانى آماده رو به رو شدن با آن باشند.
فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ پس چون با كسانى رو به رو شديد كه كافرند، به زدن گردنها بپردازيد.
مقصود از ملاقات در اين جا ملاقات و رو به رو شدن همراه با خونريزى است، و بدان معنى نيست كه- بنا بر سياق كلمه در ديگر آيات- به معنى ملاقات مؤمنى با كافرى بوده باشد.
و «ضرب الرّقاب» تعبيرى از سختترين انواع قتل و آشكارترين صورت آن است، و با آن خشم مقدسى تجلى پيدا مىكند كه روح مؤمن مخلص به حق آكنده از آن است.