تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤٥ - شرح آيات
بعضى گفتهاند: انسان به «أشدّ» خود جز در چهل سالگى نمىرسد، ولى آنچه به ظاهر آيه مربوط مىشود، بيان دو گونه از بلوغ است، يكى: بلوغ نخستين است كه فرد را شايسته وارد شدن به زندگى مىسازد، و ديگرى: بلوغ تمامتر است كه در چهل سالگى صورت مىگيرد كه در آن رشد ياختههاى مغز سر تكامل پيدا كرده، و آزمايشهاى زندگى بر روى هم جمع شده، و آدمى در قله و اوج عمر خود قرار گرفته است كه از آن پس تدريجا به پايان آن مىرسد، و به همين سبب در حديث آمده است كه شيطان بر چهره كسى كه از چهل سالگى گذشته و توبه نكرده است، دست مىكشد و مىگويد: قربان چهرهاى كه رستگار نمىشود! مؤيد آن است اين كه: انسان در چهل سالگى عمر خود نقش فرزندى را ايفا مىكند كه پدر و مادرش نقش خود را در رشد و تكامل او به پايان رسانيدهاند، و به همان گونه پدر حالت كسى را مجسم مىسازد كه- به نوبه خود- مشكلاتى را كه پدر و مادرش براى او تحمل كرده بودند چشيده و قدر آنان را دانسته است، و همچنين از ارزش نعمتهايى كه خداوند متعال به او ارزانى داشته آگاه شده است.
پس پيوسته شكر خدا مىگزارد، ولى هر چه فهم و دريافت او نسبت به زندگى و دشواريهاى آن بيشتر مىشود، بر عجز خود در سپاسگزارى از خدا آگاهى بيشتر پيدا مىكند، پس از خدا مىخواهد كه به فضل خود چنان كند كه توفيق سپاسگزارى از آنان را به دست آورد، چه خاستگاه شكر داشتن نگرشى مثبت به زندگى است، و همين است كه نيروهاى آدمى را از بند يأس و بد بينى و منفيگرى خلاص مىكند، و در قلب او تخم دوستى تلاش و سعى و روح نشاط و همت پيشرفت و چشم به راه هدفهاى عالى بودن مىافشاند.
/ ١٥٢ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ و اين كه به كار شايستهاى بپردازم كه تو آن را بپسندى.» آيه دو معيار را براى صالح بودن عمل به ما الهام مىكند: يكى معيار و مقياس ذاتى كه در سودمندى عمل و صحت آن به حكم عقل و عرف وجود دارد، و ديگرى مقياس شرعى كه با رضايت خدا تحقق پيدا مىكند كه آن را از طريق