تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤٧ - شرح آيات
إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ من به سوى تو بازگشتم و توبه كردم.»/ ١٥٣ پس در خلال گذشت عمر از چهل بهار زندگى، گناهان او را از راه پروردگار عزيز و ستودهاش منحرف ساخت، و اكنون آفت سهو از او رخت بر بسته، به همان گونه كه لذت شهوت متلاشى شده، و حوادث روزگار مستى جوانى را زايل كرده است، و عقل او به مرحله كمال رسيده، و دانسته است كه راه رستگارى منحصر در بازگشت به سوى خداى عزّ و جلّ است.
اخيرا در يك مجله غربى كثير الانتشار مقالهاى خواندم كه از چهل سالگان خواسته بود تا عادات خويش را تغيير ندهند، و چنان مىنمايد كه نويسنده آن مقاله بر اين اعتقاد بوده است كه انسان در مثل چنين وقتى اراده تغيير ندارد، و اين هماهنگ با نظريه ماديگرى در انسان است، و خلاصه شدن انگيزههاى وى در شهوتهاى دنيوى است كه نزديك چهل سالگى باز گشت پيدا مىكند. و بعضى از آنها كه محركى براى تغيير ندارد متلاشى مىشود، در صورتى كه بصيرت قرآنى ما را به آن مىخواند كه در سن چهل سالگى توبه كنيم كه در آن عقل به حدّ كمال خود رسيده، و آتش و جدان و ضمير ملتهب شده و فرصت اصلاح فراهم آمده، و عوامل خواننده به خير و نيكى كردن و اسباب فضيلت در آن در حال رشد است.
بدين گونه چهل سالگى بهترين مناسبت براى انقلاب ذاتى است، با بازگشت به سوى خدا، و تسليم شدن به شريعتى كه طرف خطابش عقل است، و انگيزههاى تلاش به صاحب چهل سال عمر از هر سن ديگرى نزديكتر.
وَ إِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ و من از اسلام آورندگانم.» پس اگر در دورهاى از زمان مستى جوانى مرا به تمرّد برانگيخت، اكنون به گناهكار بودن خويش اعتراف مىكنم، و براى تو اى پروردگار مهربان با كمال فروتنى به خضوع و خشوع مىپردازم، و در صفحات تاريخ زندگى خويش به بازرسى مىپردازم، و اگر فاحشه و گناهى در آن مشاهده كنم، يا ستمى در حق مردمان، و غصب حق از ديگران، و انحرافى در عقيده، و كجراهى در فرهنگ، و عادات بد و مانند اينها، در آن مىكوشم كه به تغيير دادن آنها بپردازم و از عواقب بد آنها به توفيق