تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢٥ - شرح آيات
قَبْلُ پس اگر اطاعت كنيد، خدا پاداشى نيك به شما مىدهد، و اگر پشت كنيد به همان گونه كه پيشتر پشت كرديد.
كه پيغمبر شما را براى رفتن به جانب مكه پيش از صلح حديبيه فرا خواند، و به سبب بدگمانى شما نسبت به خدا ترس بر شما غلبه كرد، و عذرهاى واهى براى نرفتن عرضه كرديد.
يُعَذِّبْكُمْ عَذاباً أَلِيماً با عذابى دردناك معذبتان خواهد كرد.
[١٧] و به مناسبت گفتگو از عذرهايى كه متخلّفان دستاويز خود قرار مىدادند، سياق قرآن از عذرهاى مشروعى ياد مىكند كه جنگ را از دوش مؤمن بر مىدارد، تا مطلب آشكار شود، و بازنشستگان و متخلّفان براى فرار از مسئوليت نبرد به هر عذر بى معنى و ناچيز متوسل نشوند.
/ ٣٢٦ لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ بر كور پروايى نيست، و بر لنگ حرجى نيست، و بر بيمار حرجى نيست.
اين از گشاده دستى اسلام و داشتن نظر متوازن به امور است، كه در هنگام سختگيرى نسبت به موضوع جنگ و مبارزه از بيان كردن عذرهاى حقيقى كه بازنشستگان از جنگ مىتوانند از آنها بهرهمند شوند، غافل نمىماند، و سپس در پذيرفتن اين عذرها يا رد كردن آنها رأى رهبر را ملاك قرار مىدهد، چه او است كه معين مىكند چه وقت اين عذرها بايد پذيرفته يا رد شود، زيرا كه او است كه معين مىكند در چه وضعى عذرهاى ياد شده همچون مانعى براى جنگ پذيرفته است، و او است كه- مثلا- مىگويد چه وقت شبكور حكم كور پيدا مىكند، و درجه ضعف چشم كه سبب معافيت از جنگ مىشود چه اندازه بايد باشد، يا درجه لنگى تا چه حدّ سبب معافيت مىشود، و اين كه آيا آن بيمارى كه مانع از جنگ نيست- همچون بيمارى ديابت- عذر محسوب مىشود يا نه. و سپس عذرهاى حقيقى ديگرى وجود دارد كه نصّ قرآن در اين جا از آنها سخنى به ميان نياورده است، همچون فلج دو دست و فربهى بيش از اندازه، و سفاهت ... و شايد به همين مناسبت باشد كه قرآن پس از بر شمردن عذرهاى ياد شده در آن تأكيد كرده است