تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٠ - شرح آيات
از آنان مىپنداريم، جز نقاط ضعف را در ايشان مشاهده نمىكنيم).
قرآن ما را از آن منع مىكند كه با رمز و كنايه و اشاره به عيبجويى يكديگر بپردازيم (در كلام و مواجهه) يا به مبادله كردن لقبهاى بد برخيزيم (كه پرده شرم را مىدرد و حالت سلبى را گسترش مىدهد)، پس بعد از آن كه خدا ما را براى ايمان برگزيده، و بهترين نامها را براى ما انتخاب كرده است، نام فسوق نام بدى است.
(آرى. رنگ و رخساره جامعه اسلامى رنگ و رخساره خدايى است و از آن حسن و زيبايى تشعشع مىكند، پس چرا مجتمع خودتان را از طريق لقبگذارى با لقبهاى بد به رنگ بدترين صفات در مىآوريم)؟
سپس سياق به ما سفارش مىكند كه از گمانها اجتناب كنيم (مگر گمانى كه دليل قاطعى پشتوانه آن باشد)،/ ٤٠٩ بدان جهت كه بعضى از گمانها گناه است (و آن گمانى است كه صاحب آن به عملى كردن آن بپردازد)، و ما را از تجسس و جاسوسى منع مىكند، (كه آن تحقيق درباره گمان بد است)، و از غيبت كه آن را همچون خوردن گوشت مرده برادر معرفى مىكند، مگر ما از اين اكراه نداريم؟، و در پايان ما را به تقوا و پرهيزگارى مىخواند (تا غيبت با تكرار به صورت امرى عادى و غير قبيح در نيايد) و ما را به رحمت و قبول توبه خود اميدوار مىسازد (تا از پاك شدن جانهاى خودمان و جوامعمان از اين رذيلتها و پستيها نوميد نشويم).
شرح آيات
[١١] آغاز تباه شدن علاقه و ارتباط ميان انسان و نظيرش كاسته شدن از قيمت انسان به عنوان انسان در نظر او است، و در اين هنگام است كه مردمان احترام يكديگر را پاس نمىدارند، و هر كس در صدد يافتن نقصى در مصاحب خويش است تا او را بدان در معرض ريشخند قرار دهد، و براى خود يك بزرگوارى مدّعى شود و به آن ببالد، در صورتى كه اگر در حق خود انصاف داشته باشيم، در خواهيم يافت كه سرّ احترام ما نسبت به خودمان از اين لحاظ است كه ما انسانيم و عقل و اراده داريم، و احساس شادى و غم و درد و لذت مىكنيم، و آراسته به