تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٢ - شرح آيات
از اين راه است كه شيطان مىكوشد تا صفت شرم را از انسان دور كند، و او را به تحقير كردن و خوار شمردن ديگران بر انگيزد، تا از قدر ايشان بكاهد، و چنان تصور كند كه ديگران از او كمتر و كوچكترند و حق تجاوز نسبت به حقوق آنان را دارد، و در اين جا قرآن براى او در كمين نشسته است و فرمان مىدهد كه متمسك به حيا بوده باشد و صفت احترام گذاشتن به ديگران را از دست ندهد و به فكر مرتكب شدن جريمه و گناه نيفتد.
آيا ديدهاى كه مستكبران چگونه بر خود جايز مىدانند كه به بر پا كردن قربانگاههاى گروهى در حق مستضعفان بپردازند و آنان را از حقوقى كه نسبت به پايينترين درجات زندگى دارند محروم سازند؟ آيا روزى در اين فكر افتادى كه چگونه آن دسته از افراد بشر از انسانيت خود بيرون آمدند و به مثل اين گونه جرمها و گناهها پرداختند؟ آنان در ابتدا ديگران را ريشخند مىكردند و مىگفتند كه ما فرزندان خدا و ملت برگزيده و صاحبان چهره سفيد رنگيم كه خدا ما را براى آن برگزيده است كه بر كسانى كه از هوش و عقل بهره قابل ذكرى نيافتهاند فرمان رانيم. و بدين گونه فرهنگ نژاد پرستانه زمينه را براى ارتكاب جرم در حق ملتها به وجود آورد.
شايد تعبير قرآنى در اين جا منعكس كننده طبيعت استهزا در نزد مردان است، چه آنان معمولا به تجمع خود افتخار مىكنند و ديگر مردمان را مورد تمسخر قرار مىدهند، پس اين كوى و برزن مىگويند: چه كس مثل ما است؟ يا اعضاى اين باشگاه يا آن حزب يا فلان شهر يا فلان ناحيه به آنچه در اختيار دارند افتخار مىكنند و به آنچه از دنيا بهره ايشان شده شادكامند و كسانى را كه مالك آن گونه چيزها نيستند،/ ٤١١ حتى اگر مالك چيزهايى برتر و بالاتر از آنها باشند، ريشخند مىكنند.
اما فخر فروشيهاى زنان در تفاخر به امور شخصى همچون زيبايى و زينت يا نسب يا سبب صورت مىگيرد، و اساس استهزاى ديگران تكبر بر قوم است به وسايل تمايزى كه در اختيار دارند، و به آن شادند، و سپس به آن خود را برتر از ديگران