تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٧ - شرح آيات
لذا بدون برهان و بيّنه حركت نمىكند، و گامى بر نمىدارد مگر آن گاه كه بداند كه آن را در جاى سالم خواهد گذاشت، و همچون كسى است كه با خود چراغى دارد كه پيش پاى او را شب هنگام روشن مىكند و آن گاه به راه رفتن مىپردازد، و كافر و منافق بر عكس اين است. او در تاريكيهاى باطل سرگردان است، بدان سبب كه انگيزه اساسى او هواى نفس است: «و بسا خرد كه اسير فرمان هوا است». [١٦]/ ٢٣٢ مؤمن در يك زندگى راستين به سر مىبرد، چرا كه در چارچوب حق زندگى مىكند و احتياجى به دروغگويى و بهانه آوردن و ناحق را به دروغ حق جلوه دادن ندارد، در صورتى كه پيروان هواى نفس در پيچيدگى و عذرها و قلب را سر و جلوه دادن زندگى مىكنند. ضماير ايشان باطلشان را طرد مىكند، هر چند براى آنها آراسته و به حق پوشانده باشند و با معاذيرى آن را حق جلوه دهند. كسى كه عسل مىخورد، نيازى به آميختن آن با چيز ديگر ندارد، در صورتى كه آن كس كه علقم مىچشد، آن را نمىپسندد مگر آن كه پارهاى حوا را با آن بخورد. حق و باطل نيز چنين است. آيا حاكم انتخاب شده به پاكيزگى و عمل كننده به عدل و حكيم و راستگو و صالح، همچون حاكم ظالم و تبهكار و طاغى نيازى به تبليغات دارد؟
و چنين است كه دولتها هر چه در ستمگرى پيشتر روند بر هزينه تبليغات خود مىافزايند.
چنان كه در بيشتر فلسفههاى بشرى مشاهده مىكنيم، بيشتر آنها را آفريده شده براى آن مىيابيم كه واقعيت فاسدى را خوب و شايسته جلوهگر سازند، خواه براى افراد بوده باشد يا براى جماعتها، و در دورههاى گذشته نظريات فراوانى همچون مرجئه و قدريّه براى خوب جلوه دادن واقعيت فاسد براى افراد انتشار پيدا كرد، به همان گونه كه در روزگار جديد تباهى جنسى چنين مىكند، و اروپا را بى بند و بارى و بيشرمى و بذله گويى فرو پوشانده است، و فرويد نظريه جنسى معروف خود را آورده است.
[١٦] - نهج البلاغة، كلمات قصار، شماره ٢١١.