تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٤ - شرح آيات
ترك گويد و هدايت الاهى را نپذيرد، و اين عاقبت هراس انگيزى كه فرعون و درباريان و سپاهيان او به آن رسيدند، تصويرى است از عاقبت كار هر امتى كه رهبرى حق را طرد كند، و زمام خود را به دست طاغيان بسپارد.
وَ أَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِينَ و به ارث داديم آن را به اقوامى ديگر.
كه اينان نيز در معرض همين آزمايشها قرار مىگيرند تا بتوانند با رستگارى از فتنه بگذرند، و گرنه سرنوشتى بهتر از پيشينيان خود ندارند كه خدا آنان را هلاك كرد. و شايد در آيه اشارهاى به وارث شدن بنى اسراييل از اراضى مصر پس از هلاك آل فرعون به نظر برسد كه آياتى ديگر نيز بر آن دلالت دارد.
فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ پس آسمان و زمين بر آنان نگريست.
گاه كار براى انسان- و مخصوصا حاكم- به آن مىانجامد كه خيال كند زندگى متوقف بر او است، و او مركز جهان است، ولى حقيقت چنين نيست، پس اگر او از جا و موقعيت خود تغيير پيدا كند يا اجل او به پايان برسد، هيچ تغييرى در طبيعت جز رفتن او عارض نمىشود، كه بر اثر آن هيچ چيزى از سنتها يا واقعيتهاى آن تغيير نمىكند.
بسيارى از مردم چنان مىخواهند كه طبيعت و قوانين و سنتهاى آن تابع هواى نفس ايشان بوده باشد،/ ٣٦ و بنا بر مصالح و طرز تفكر آنان جريان پيدا كند، و در صورتى كه عكس اين مطلب صحت دارد، بدان سبب كه طبيعت در جهت حق در حركت است.
آرى، زندگى و طبيعت گاه از مرگ مؤمنى دوستدار خدا متأثر مىشود، چنان كه بر يحيى بن زكريّا و حسين بن على (عليهما السلام) گريست؛ از امام صادق (ع) روايت است كه گفت: «آسمان بر يحيى بن زكريّا و بر حسين بن على عليهما السلام چهل صباح گريست، و چون پرسيدند كه چگونه گريست؟ گفت