تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥١٣
بازگشت به سوى ما است.
آرى، گاه اسبابى طبيعى و ظاهرى براى زندگى و مرگ وجود دارد، ولى واقعيّتى كه از ذهنهاى ما پنهان مىماند اين است كه زندگى و مرگ و بعث به دست خدا است، و بعضى از اين حقايق سه گانه سبب اثبات بعضى ديگر است. و اگر كافران در وجود پيدا كردن و زندگى خود بينديشند، به آن رهبرى خواهند شد كه خدا ايشان را به وجود آورده، و او است كه آنان را مىميراند، و سپس بار ديگر در قيامت آنان را زنده مىكند، و نه چنان است كه خود گمان مىكنند و مىگويند ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ اين نيست مگر زندگى كه مىميريم و زنده مىشويم و چيزى جز دهر ما را هلاك نمىكند و به اين علمى ندارند و جز به پندار چيزى نمىگويند». [٨٠]/ ٥٠٤ [٤٤] مشكل ژرف آدمى كه سبب كافر شدن او به بعث يا شك كردن در آخرت مىشود، شكّى است كه درباره قدرت خدا دارد، و سبب آن نگرش محدود وى نسبت به زندگى است، و به همين سبب همچون در اين سوره اين امر را مستبعد مىشمارد كه پس از مردن و خاك شدن آدمى و پوسيدن استخوانهايش بار ديگر به صورت انسانى تمام معيار در آيد، و لذا خدا در اين خصوص تأكيد مىكند و مىگويد
يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِراعاً ذلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنا يَسِيرٌ روزى كه زمين به شتاب از روى ايشان شكافته مىشود، برانگيختنى است كه بر ما آسان است.
به همان گونه كه زمين از روى قارچ و گياه مىشكافد و آنها از خاك سر بيرون آورند، ولى اين عمل در مدت زمانى بسيار كوتاه صورت مىگيرد، و ناگهان همگان بيرون آمده از گور ايستادهاند و نگاه مىكنند، و اين از دشوارترين ساعتها
[٨٠] - الجاثية/ ٢٤.