تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٦ - شرح آيات
إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ و خدا گروه ستمگران را هدايت نمىكند.
[١١] چه چيز ستمگران را از ايمان آوردن به رسالت باز مىدارد؟ استكبار نسبت به مردم و معتقد بودن آنان به اين كه از ديگران برترند سبب آن است، و حتى اگر گروهى از ايشان براى ايمان آوردن به رسالت بر ديگران پيشى مىگرفتند، براى آن كه نشان دهند كه از ديگران تمايز دارند و برابر با ايشان نيستند، به آن كفر مىورزيدند و مىگفتند: چگونه بر خود روا داريم كه در نزد مردم از عقب افتادگان به شمار رويم، در صورتى كه اشخاصى پستتر از ما پيش از اين به رسالت ايمان آورده بودهاند؟! پس براى فرار از عار و ننگ بهتر است كه به آن كافر شويم.
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا لَوْ كانَ خَيْراً ما سَبَقُونا و كسانى كه كافر شدند درباره كسانى كه ايمان آوردند گفتند: اگر خوب بود بر ما پيشى نمىگرفتند.
ميان قبيلههاى مختلف اعراب در جاهليت، اختلافهاى سخت و زياد وجود داشت، و بعضى از آنها خود را برتر از ديگران تصور مىكردند، و به آن رضا نمىدادند كه به فضيلت قبايل ديگر اعتراف كنند، و اگر قبيلهاى به چيزى ايمان مىآورد، قبيله رقيب به آن كافر مىشد تا به يك برترى آن بر خود معترف نشده باشد.
مثلا، قبيله بدوى غفار مورد تحقير قريش بود كه آنان را به نام پيزر (گياه دوزخ) مىناميدند، پس چون ابو ذر غفارى اسلام آورد و همراه با او همه قبيلهاش به اسلام در آمدند، قريشيان مىگفتند: غفار پيزرى! اگر اين خوب بود بر ما پيشى نمىگرفتند. [١٣]/ ١٤٣ و بدين گونه بنى عامر و غطفان و تميم و اسد و حنظله و اشجع كافر شدند، و درباره كسانى از قبايل غفار و جهينه و مزينه و خزاعه كه ايمان آورده بودند مىگفتند: اگر آنچه محمّد آورده است خير بود، گاوچرانان در ايمان بر ما پيشى
[١٣] - ابن المتوكل گفت كه آيه در حق ايشان نازل شد (تفسير القرطبى، ج ١٦، ص ١٨٩).