تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢١ - شرح آيات
حليم غفور آمده است؛ گفت: پس به نخستين كاخ خود مىنگرد كه از نقره ساخته شده و روى آن با در و ياقوت تزيين شده است، پس همسران او پيش مىآيند و مىگويند: مرحبا مرحبا، فرود آى، و او آهنگ فرود آمدن به كاخ خود مىكند؛ گفت: پس فرشتگان به او مىگويند: به راه خود ادامه بده كه اين و جز آن همه از آن تو است، تا به قصرى زرّين مىرسد كه آراسته به در و ياقوت است و همسرانش به نزديك او مىآيند و مىگويند: مرحبا مرحبا اى ولى خدا، به خانه ما درآى، پس قصد فرود آمدن مىكند و بار ديگر فرشتگان به او مىگويند: پيش برو اى ولى خدا كه اين و جز آن از آن تو است.
گفت: سپس به كاخى آراسته به در و ياقوت مىرسد و آهنگ فرود آمدن به قصر خود مىكند و فرشتگان به او مىگويند: پيش برو اى ولىّ خدا، كه اين و جز آن از آن تو است؟ گفت: سپس قصرى از ياقوت سرخ و آراسته به در و ياقوت مىبيند و آهنگ نزول مىكند و فرشتگان به او مىگويند: پيش رو اى ولىّ خدا كه اين و جز اين از آن تو است؛ گفت: چندان پيش مىرود تا هر هزار قصر را مىبيند، و چشم وى به همه آنها مىافتد، و اين سير در ملك او با سرعتى بيش از يك چشم به هم زدن صورت مىگيرد، پس به پايان آنها مىرسد، سر فرو مىافكند، و فرشتگان مىپرسند كه:/ ٢٢٧ تو را چه رسيده است اى ولىّ خدا؟ گفت: پس مىگويد: نزديك است كه چشمم از كار بيفتد، پس مىگويند: اى ولىّ خدا! تو را مژده باد كه در بهشت كورى و كرى نيست، پس به نزديك كاخى مىآيد كه درون آن را از بيرون مىبيند، خشتى از سيم دارد و خشتى از زر و خشتى از ياقوت و خشتى از در، ملاط آن مشك است و ايوانهايى از نور در آن مىدرخشد، و او تصوير خود را بر ديوار مىبيند.
گفت: و در بهشت نهرى است كه بر دو كنار آن كنيزكان قرار گرفتهاند، گفت: پس پروردگار تبارك و تعالى به آنان وحى مىكند كه تمجيد و تسبيح و تحميد مرا به گوش بندگانم برسانيد، و آنان با آوازى كه آفريدگان هرگز مثل آن را نشنيدهاند به ترنم مىپردازند، و اهل بهشت شادمان مىشوند و به طرب در مىآيند، و