تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٢ - شرح آيات
زنى كه از زنان او نيست بر ولى خدا وارد مىشود كه كمرى باريك دارد و كاخها و منازل او را پر از نور و روشنى مىسازد و ولى خدا چنان مىپندارد كه خدايش او را مشرّف ساخته است، يا فرشتهاى از فرشتگانش، و چون سر خود را بلند مىكند زنى را مىبيند كه نور او نزديك است نور را از چشمان او دور كند، گفت: پس آن زن مىگويد: نزديك است كه از تو دولتى به ما برسد، گفت: پس به او مىگويد: و تو كه هستى؟ گفت: آن زن مىگويد كه من از آن كسانم كه خدا در قرآن ياد كرده است لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ ايشان را است در آنجا هر چه خواهند، و در نزد ما افزونتر»، پس با نيروى صد جوان به همخوابگى با او بر مىخيزد، و هفتاد سال از عمرهاى گذشتگان را به معانقه و بوس و كنار بالا مىپردازند، و نمىداند كه آيا به چهره او بنگرد يا به خلقش يا به ساقش؟! و پس به هيچ چيزى از او نمىنگرد مگر اين كه از شدت نور و صفاى آن تصوير چهره خويش را در آن مشاهده مىكند، سپس زن ديگرى به نزديك او مىآيد كه از اولى خوشگلتر و خوشبوتر است، و آن زن به او مىگويد كه: وقت آن رسيده است كه ما را از تو دولتى باشد، گفت: پس به آن زن مىگويد كه: تو كه هستى؟ و او مىگويد: من آنم كه خدا در قرآن چنين ياد كرده است فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ پس هيچ كس نمىداند كه چه نور چشمانى براى او پنهان نگاه داشته شده و به پاداش عملى كه كرده است به او خواهد رسيد».
گفت: و هيچ كس به بهشت در نمىآيد مگر اين كه پانصد همسر حورى داشته باشد، و هر همسر را هفتاد غلام است و هفتاد كنيز كه گويى مرواريدهاى پراكنده شدهاند، و همچون مرواريدهاى پنهان در صدف، و هفت كاخ خواهد داشت و در هر كاخ هفتاد خانه، و در هر خانه هفتاد/ ٢٢٨ تخت، و بر هر تخت هفتاد بستر كه بر روى هر يك از آنها همسرى از حور العين جاى دارد كه تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ از زير آنها نهرها روان است»، أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ نهرهايى از آب كه بو و مزه آن تغيير نكرده» و صاف و بى كدورت است، وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ و نهرهايى از شيرى كه مزه آن تغيير نكرده» و از پستانهاى دامها بيرون