تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٧٩ - شرح آيات
خود قرار دهد؟
[٣٢] و آيا كسى مىتواند از حكومت خدا بگريزد، و از مرزهاى تسلط او بيرون رود؟ چگونه ممكن است چنين چيزى صورتپذير شود در صورتى كه هر ذرّه در وجود وى قائم به او سبحانه و تعالى است؟
وَ مَنْ لا يُجِبْ داعِيَ اللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فِي الْأَرْضِ و هر كس دعوت خواننده به خدا را اجابت نكند، در زمين نمىتواند عاجز كننده باشد.
پس نمىتواند از عاقبت شوم كفرش بگريزد و به هر جاى اين زمين برود در تصرف پروردگار او است. او را گريختن بدان گونه عاجز نمىكند كه يكى از ما را گريختن ديگرى از حوزه تسلط او عاجز مىسازد.
وَ لَيْسَ لَهُ مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءُ و جز او دوستان و سرورانى ندارد.
تا به يارى او برخيزند، على رغم آن كه آدمى چنان گمان مىكند كه طايفه يا خانواده يا حزب و پاشگاه او براى يارى كردن به او در هنگام رو به رو شدن با عذاب، شتابان به يارى و مساعدت او بر مىخيزند، ولى اين گونه ياريها در برابر عذاب خدا كه همگان را شامل مىشود، سودى ندارد.
آرى، خلاصى از عذاب با گريختن به سوى خدا ممكن است و پناه بردن به حريم پهناور عفو و بخشش او براى فرار از هيبت انتقامش، ولى اين نيز مشروط بر آن است كه شخص دعوت خواننده به خدا يعنى رسول را اجابت كرده باشد.
أُولئِكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ اين گونه كسان در گمراهى آشكارند.
گاه انسان گمراه مىشود ولى چنان مىپندارد كه بر هدايت است، ولى گمراهى بشر از پروردگارش را نمىتوانيم/ ١٨٤ پسنديده جلوه دهيم يا آن را پوشيده نگاه داريم، چه گمراهيى آشكار است، و به كار بردن قياس و مقايسه ميان خدا و خلقش قياسى باطل است. آيا چنين نيست؟ پس چگونه ممكن است انسان چنان گمان كند كه آن كه خدا او را آفريده است مىتواند وى را از خشم پروردگار جبّارش برهاند.
[٣٣] و عذاب كوچكتر در اين زندگى گواهى بر عذابى بزرگتر در آخرت