تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤٢ - شرح آيات
كند، و از گمراهى خارج شود، اما آن تمرد و طغيانى كه نادانى در كار وى را بر آن مىدارد، و سبب آن مىشود كه بعضى از فرزندان پدران خويش را به مرتجع بودن متهم سازند، و دينى را كه به آن دعوتشان مىكنند به نام اساطير و افسانههاى پيشينيان بخوانند، چيزى جز سفاهت و سبكسرى نيست و در بدى دست كمى از تقديس پدران و تقليد عادات آنان و دست رد بر سينه خوانندگان به اصلاح ندارد.
در اين درس پروردگارمان به ما توصيه مىكند كه در حق پدر و مادرمان احسان و نيكى كنيم كه نماينده پيوندى سالم و استوار است و اين راه درست قرار گرفته ميان تقليد كور كورانه و گردنكشى سبكسرانه است.
و نيز به آن متذكر مىسازد كه عاقبت سبكسرى و تمرد شتابزدگى در تغيير روش بر والدين است كه نتيجهاى جز زيان ندارد.
در درس پس از آن داستان كسانى را مىخوانيم كه به پيروى از پدران گمراه خود برخاستند، و دعوت هود (ع) را كه آنان را به خدا مىخواند و به اصلاح دعوتشان مىكرد نپذيرفتند و سرانجام ايشان هلاك و دمار بود.
/ ١٤٩ و داشتن ارتباط سالم با پدران نشانهاى از ايمان است، به همان گونه كه ارتباط خارج از متعارف داشتن گردنه سختى بر سر راه ايمان به شمار مىرود.
شرح آيات
[١٥] آيا وصيت و سفارش با حكم و فرمان چه تمايزى دارد؟ و چرا در قرآن گاه با وصيت رو به رو مىشويم و گاه با حكم و فرمان؟ شايد وصيت مربوط به ارزشهايى باشد كه عبارت از محتواى احكام است، در صورتى كه حكم از نظام سخن مىگويد و آن عملى كردن ارزشها است، پس در آن جا كه تعبير با حكم باشد، ناگزير مىبايستى به دقت و قاطعيت ملتزم به حدود و حروف و تفصيلات آن باشيم، در صورتى كه هنگام تعبير با وصيت ناگزير مىبايستى ملتزم به ارزشها به هر طريق ممكن بشويم، و نيز به روشى كه عرف آن را مناسب مىداند.
هنگامى كه پروردگارمان به عدالت امر مىكند، تعبير به صورت فعل امر