تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٦٧ - شرح آيات
روش درست آن است كه ايمان به خدا و شناخت او را نقطه عزيمت براى دست يافتن به ديگر معرفتها قرار دهد، نه اين كه شناختها و حقايق را دليلى براى وجود خدا بداند، براى آن كه خدا از هر چيز ديگر آشكارتر است. امام حسين (ع) گفته است: «خدايا! چه اندازه به من نزديكى و من از تو دورم، و چه اندازه به من مهربانى، پس چه چيز است كه ميان من و تو حجاب مىشود؟! خدايا! از روى اختلاف پيدا كردن آثار و جا به جا شدن حالات، دانستهام كه مراد تو آن است كه خود را در همه چيز به من بشناسانى، تا در هيچ چيز نسبت به تو نادان نباشم ...- تا آن جا كه مىگويد- الهى! آمد و شد من در آثار موجب دورى ديدار مىشود، پس مرا به خدمتى بر گمار كه مرا به تو برساند، چگونه مىشود با چيزى كه به تو براى وجود خود نيازمند است به تو استدلال كرد؟ آيا چيزى جز تو آشكارى و ظهورى دارد كه تو نداشته باشى و بنا بر اين بتواند آشكار كننده تو شود؟! چه وقت غايب شدى تا به دليلى بر وجودت نيازمند باشى؟! و كدام وقت دور شدى تا آثار وسيله رسيدن به تو بوده باشد؟!» و سپس امام پروردگار خويش را به گونهاى مخاطب قرار مىدهد كه حكايت از اين عذر خواهى دارد كه آفريدگان را دليلى بر وجود خدا قرار داده است، و مىگويد كه اگر خود او عزّ و جلّ فرمان به نظر كردن بر آنها نداده بود، هرگز به اين كار نمىپرداخت، و با وجود اين از او مىخواهد كه وى را به درجهاى برتر و بالاتر از معرفت برساند، پس مىگويد: «الهى! فرمان دادى كه به آثار رجوع كنم، پس با لباس انوار مرا به خود بازگردان، تا با آن و هدايت بينندگى از آن به سوى تو بازگردم،/ ٤٦٤ و باطنم از نگريستن به آنها مصون ماند، و همتم از اعتماد بر آنها جدا شود»، [٣] و به اين گونه از معرفت نمىرسد مگر آن كه خدا را چنان عبادت كند كه بايد، و هر وقت كه خطايى از او سر زند، با توبه و انابه به سوى او باز گردد.
[٩- ١١] سپس بر انسان لازم است كه به قطرههاى آب فرو ريخته از آسمان بنگرد كه خدا به وسيله آنها زمين را زنده مىكند، كه اين خود مثالى نزديك
[٣] - مفاتيح الجنان، دعاى عرفه، ص ٢٧٢ (چاپ دار احياء التراث العربي).