تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٤ - شرح آيات
ما ائمه و پيشوايان محسوب مىشوند. [٢٧] البته بايد احترام ياران و مصاحبان پيغمبر (ص) را نگاه داشت، ولى نبايد كار به آنجا بكشد كه گرفتار تناقض شويم و ناگزير از آن شويم كه امرى مخالف عقل را بپذيريم، چه در آن شك نيست كه نبرد كردن بعضى از صحابه با يكديگر خطاى سنگينى بوده است كه ناگزير بايد آن و آغاز كننده آن را محكوم كنيم، و چگونه مىتوانيم حوادث امروز را بر حسب دين توجيه كنيم، و حق چنين كارى را درباره گذشتگان را نداشته باشيم؟ مگر آنان مثل ما آدميزاد نبودند، يا شهوت سلطه و ثروت نداشتند ... بهتر است واقعبينتر باشيم، و هر چيز را در موضوع مناسب آن قرار دهيم، و همچون حسن بصرى نباشيم كه چون درباره جنگ صحابه با يكديگر از او پرسيدند گفت: قتالى است كه اصحاب محمد صلّى اللَّه عليه و آله شاهد آن بودند در صورتى كه ما در آن غايب بوديم، و مىدانستند و ما نسبت به آن نادانيم، و اجتماع كردند پس پيروى كرديم، و اختلاف كردند پس متوقف شديم .... [٢٨] پس آيا روا است كه نسبت به هر حادثه تاريخى چنين سخن گفته شود؟! در اين صورت عقل بايد معطل و بى كار بماند، بلكه موازين شريعت نيز چنين شود! هرگز چنين نيست ... ناگزير تاريخ را بايد مطالعه كنيم و از آنچه در آن گذشته است عبرت بگيريم و حقّ و باطل را از يكديگر باز شناسيم، و خدا بر اين كار به ما مدد خواهد رساند.
/ ٣٩٤ اما درباره اين شبهه دينى كه اگر در امر صحابه شك كنيم نشانههاى دينمان را گم خواهيم كرد، مگر آنان ميانجى ميان ما و معرفت دينمان نبودهاند؟ و اين كه احاديثى مأثور از رسول به احترام اصحاب رسيده، و اين كه آنان همچون ستارگاناند و به هر كدام از آنان كه اقتدا كنيم به هدايت خواهيم رسيد و ...، مىگوييم كه: نشانههاى دين به وسيله قرآن واضح و آشكار است، و بر ما است كه
[٢٧] - القرطبى، ج ١٦، ص ٣٢١.
[٢٨] - همان منبع، ص ٣٢٢.