تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩٣ - شرح آيات
سرانجام كسانى كه بدى كردند بد بود، از بهر آن كه دروغزن سخنان اللَّه بودند و بر آن افسوس مىكردند». [١٠] رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله و سلّم- گفت: «چون مؤمن گناهى مرتكب شود، در قلب او نقطه سياهى پديد مىآيد، كه اگر توبه و استغفار كند، قلب او صيقلى مىشود، و اگر بر آن گناه بيفزايد خال سياه بزرگ مىشود، و اين همان زنگارى است كه خدا در كتابش از آن ياد كرده است كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ. [١١] در روايت ديگرى از امام صادق- عليه السلام- آمده است: «چون خدا قصد نيكى كردن به بندهاى را داشته باشد، نقطه سفيدى در قلب او پديد مىآورد، و در گوشهاى قلبش را مىگشايد، و فرشتهاى را مأمور او مىسازد تا به تأييد او برخيزد؛ و اگر براى بندهاى اراده بد كند، نقطه سياهى در قلب او پديد مىآورد، و دريچههاى گوش قلب او را مىبندد، و شيطانى را مأمور او مىسازد تا به گمراهيش بيندازد». [١٢] أَ فَلا تَذَكَّرُونَ پس چرا پند نمىگيريد،/ ٩٩ [٢٤] و اين گونه كسان عذر پرستش هواهاى خود را با اين گفته بيان مىكنند
وَ قالُوا ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ و گفتند چيزى جز اين زندگى دنيوى ما وجود ندارد كه در آن مىميريم و زنده مىشويم و چيزى جز روزگار ما را هلاك نمىكند.
چيزى جز نمود زندگى و مرگ وجود ندارد، و نه حتّى خدايى كه آنها را مقدر كرده است، و دهر چيزى جز طبيعت نيست، و آيا ممكن است طبيعت اراده و حكومتى داشته باشد؟! چرا به آسمانها و زمين و تدبير بزرگ و دقّت تقديرى كه در
[١٠] - الروم/ ١٠.
[١١] - روضة الواعظين، ص ٤١٤.
[١٢] - بحار الانوار، ج ٧٠، ص ٥٧.