تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٣ - رهنمودهايى از آيات
وَ تَتَّخِذُونَ مَصانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ و كارگاههايى از سنگ بنا مىكنيد تا مگر جاويد مانيد»، [٦] و گاه سلطه و قدرت را سببى براى فرار از مرگ تصور مىكنند، و وسيلهاى براى گريختن از نابودى، چنان كه خداى تعالى درباره فرعون گفته است وَ اسْتَكْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنا لا يُرْجَعُونَ و گردن كشيد او و سپاهش در زمين به ناروا، و چنان مىپنداشتند كه به ما باز نخواهند گشت»، [٧] و گاه چنان تصور مىكنند كه نيروى محدودى كه در اختيار دارند، مىتواند از مرگ و حساب و عذاب ايشان جلوگيرى كند، چنان كه خداى تعالى گفت وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ و چنان مىپنداشتند كه دژهاشان مانع از مرگ ايشان است». [٨] ولى همه اين تصورها باطل است، و به همين سبب پروردگار مىگويد
أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ هر جا كه باشيد مرگ به شما خواهد رسيد، اگر چه در حصارهاى استوار بوده باشيد»، [٩] و او عزّ و جلّ مىگويد
وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ و بيهوشى مرگ به حق رسيد، و اين است آنچه از آن گريزان بودى». [١٠] پس تو از سكرات مرگ مىترسيدى، و به همين سبب براى آن خود را فريب دادى و چيزى كه آن را نمىشناختى شريك خدا قرار دادى تا مگر تو را از مرگ برهاند، و حالا آيا از دست آن شريك كارى براى تو ساخته است؟ هرگز ... مرگ فرا رسيد، و تلخى آن را خواهى چشيد، و سختى و هولناكى جان كندن را احساس خواهى كرد.
/ ١٣٠ در حقيقت: اگر انسان بينديشد و در واقع امر شركا غوررسى كند، به فطرت خود در خواهد يافت كه از دست آنها كارى براى او بر نمىآيد، ولى او به آن شخص در حال غرق شدن مىماند كه به هر علفى چنگ مىزند و براى نجات خود از آن
[٦] - الشعراء/ ١٢٩.
[٧] - القصص/ ٣٩.
[٨] - الحشر/ ٢.
[٩] - النساء/ ٧٨.
[١٠] - ق/ ١٩.