تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٨ - حكومتهاى ستمگر
گفت: من با اين پرچم سه بار همراه با رسول خدا جنگيدم و اين بار چهارم است، به خدا كه اگر ما را چندان بزنند و دنبال كنند تا به هجر برسيم، اين را مىدانيم كه ما بر حقيم و آنان بر باطلاند». [٣٤] فقيه بزرگ، شيخ محمد حسن نجفى، بر اين حديث حاشيهاى بدين گونه نوشته است: خبر شمشيرها كه در التهذيب و الكافى آمده و اصحاب به آن عمل كردهاند و ان شاء اللَّه آن را به صراحت در آنچه بعضى ياد كرده و گفتهاند كه آيه
وَ إِنْ طائِفَتانِ ... درباره آنان نازل شده است، بشنوى. [٣٥] ب: نبايد با اهل بغى چنان رفتار شود كه با دشمنان مىشود، بلكه شايسته آن است كه چندان با آنان بجنگيم كه از نيروهاى آنان بكاهيم و فتنه را دور كنيم، پس چون به اطاعت از فرمان خدا باز گردند با آنان رفتارى برادرانه برقرار كنيم ... و در پايان/ ٣٩٧ حديث ياد شده چنين آمده است: «و سيره درباره ايشان (اهل بغى) از امير المؤمنين (ع) چنان بود كه رسول اللَّه (ص) درباره اهل مكه در روز فتح مكه نشان داد كه فرزندى از ايشان را به اسيرى نگرفت و گفت: هر كه در خانه خود را ببندد در امان است، و هر كه سلاحش را بر زمين گذارد (يا به خانه ابو سفيان داخل شود) در امان است، و به همين گونه امير المؤمنين در روز بصره گفت: فرزندان ايشان را به اسارت مگيريد، و به زخم خوردگان كارى نداشته باشيد، و به دنبال فراريان مرويد، و هر كه در خانهاش را ببندد و سلاحش را بر زمين گذارد در امان است». [٣٦] در حديثى ديگر از امام صادق عليه السلام، به روايت عبد اللَّه بن سليمان آمده است كه گفت: به ابو عبد اللَّه الصادق عليه السلام گفتم: مردمان چنين روايت مىكنند كه على اهل بصره را كشت و اموال آنان را بر جاى گذاشت (كه اين سؤال را پيش آورد كه چگونه ريختن خونشان مباح بوده ولى اموالشان چنين
[٣٤] - وسائل الشيعة، ج ١١، ص ١٨.
[٣٥] - جواهر الكلام، ج ٢١، ص ٣٢٣ (چاپ دوم).
[٣٦] - وسائل الشيعة، ج ١١، ص ١٨.