تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٤ - رهنمودهايى از آيات
مدد مىطلبد، در صورتى كه مىداند اين تشبث و چنگ زدن هيچ سودى ندارد، بلكه مىخواهد خود را به آن قانع كند كه براى رهانيدن جان خود از مرگ هر چه مىتوانسته كرده است.
فطرت آدمى به او مىگويد كه شريكى كه براى نجات نفس خود برگزيده، ناگزير مىبايستى نيروى كافى داشته باشد، و چيزى در زمين بيافريند (تا برابر آفريننده كاينات و لو به مقدارى محدود بوده باشد) يا اين كه در اداره آسمانها سلطهاى را از او مشاهده كند.
قُلْ أَ رَأَيْتُمْ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَرُونِي ما ذا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّماواتِ بگو كه: آيا آنها را كه به جاى خدا مىخوانيد ديدهايد، به من نشان دهيد كه در زمين چه چيز آفريدهاند يا چه شركتى در آسمانها داشتهاند.
و آنان حقا اين را مىدانند كه شريكان ايشان چنين نيستند، و ارتباطى با خدا ندارند كه آنان را موظف به انجام وظيفه براى مشركان كرده باشد، پس در اين باره چه حجّتى دارند؟
ائْتُونِي بِكِتابٍ مِنْ قَبْلِ هذا كتابى از پيش از اين براى من بياوريد.
پس كدام كتاب از كتابهاى آسمانى دليل بر آن است كه خدا شريك دارد؟
أَوْ أَثارَةٍ مِنْ عِلْمٍ يا بازماندهاى از علم.
و كدام دليل علمى است كه بر شريك داشتن خدا دلالت داشته باشد؟
إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ اگر راست مىگوييد.
اگر به امكان شما هست كه برهانى بياوريد، پس آن را بياوريد، از كتابى كه تلاوت شود يا حديثى كه روايت.
ولى آن كس كه برهانى در اختيار ندارد، متوسّل به افكار باطل مىشود، در صورتى كه به دروغ بودن آنها علم دارد، و براى آن چنين مىكند كه خود را از