تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٠٠
گفتهاش اشاره كرده است
هذا ما تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ اين است چيزى كه به شما وعده داده شده و به هر بازگشت كننده نگهبان حدود داده خواهد شد.
[٣٣] و مىپرسى كه انسان چه وقت به خدا باز مىگردد و به پاسدارى از حدود او مىپردازد؟ و جواب آن است كه: در آن هنگام كه به حق از او مىترسد، و از آن نظر چنين است كه انسان گاه از خود نشانههاى ترس را به خاطر هدفها و مصالح دنيوى نشان مىدهد، در صورتى كه واقعيت ندارد، و ترسنده راستين از خدا آن كسى است كه در هنگام دور بودن از ديدار مردمان از خدا مىهراسد، و در آن هنگام كه اسباب معصيت براى او فراهم است در برابر شهوات خود مقاومت مىكند و از آنها دورى مىجويد، زيرا كه به رقابت خدا ايمان دارد كه در نظر او مهمتر از هر رقابت ديگر است.
مَنْ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ هر كه در نهان از خدا بترسد.
اسلام پيش از هر چيز در آن مىكوشد كه وازع و بازدارنده دينى- ترس از خدا- را در جانهاى پيروان خود همچون ضمنى براى متعهد و ملتزم بودن به نظامها و احكام مستقر سازد، چه اثر اين رادع و مانع از ديگر گونههاى آن بيشتر است.
/ ٤٩٣ وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ و با دلى بازگشت كننده آمده باشد.
كلمه «جاء» اشاره به آن دارد كه شرط راه يافتن به بهشت استقامت ورزيدن بر حق است تا آن زمان كسى كه عازم به لقاء اللَّه شود (با قلبى پاكيزه و سالم).
[٣٤] و چون انسان داراى اين صفات شود از جمله متقيانى مىشود كه به سلامتى به بهشت داخل مىشوند.
ادْخُلُوها بِسَلامٍ ذلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ با سلام به آن در آييد كه اين روز جاودانگى است.
انسان در دنيا به آن چه مىخواهد، جز به كوشش و فداكارى دسترسى پيدا نمىكند، و اجل وى در آن محدود و، بر خلاف بهشت، مدّت لذت بردن از نعمتهاى