تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٧٣ - شرح آيات
/ ٤٦٩ اين حقايق بر عقل آدمى پوشيده نيست، ولى جهل بشرى و گمراهى انديشهها و هواى نفس همه از چيزهايى است كه حجاب ديدن و دريافتن او مىشود، و در اين هنگام است كه در قدرت خدا بر آفرينش دومى پس از مرگ شك مىكند.
بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ بلكه ايشان در پوشيدگى و حقى نسبت به آفرينش تازه قرار دارند.
سبب آن نادانى ايشان نسبت به چگونگى بعث است، ولى اين به معنى محال بودن آن نيست؛ آيا اگر هزار سال پيش از اين از آهنى سخن مىگفتند كه در هوا پرواز مىكند (كه مقصود از آن هواپيماها و موشكها است) آيا آن را قبول مىكرد؟ البته نه، ولى اگر از تفصيل آن با او سخن مىگفتند، شايد مىپذيرفت، مگر چنين نيست؟ و اين از طبيعت آدمى است كه چيزهايى را كه درباره جزئيات آنها اطلاعى ندارد، انكار كند. اما عقل محض و دور از مؤثرها، به مجرد احاطه نداشتن به تفصيلات چيزى منكر آن نمىشود، ولى تا زمانى كه نبودن دلايلى را براى آن نمىبيند منكر آن مىماند. و در اين جا دلايلى متكى بر باز گشتن براى رسيدگى به حساب است.
[١٦] به همين سبب كفار را مشاهده مىكنيم كه در گل و لاى شك و ريب نسبت به اين حق غوطهورند، و در ميان تصديق و تكذيب نفوس ايشان در وسواس برخاسته از طبيعت بشر، و نيز وسوسههاى شيطانى كه براى گمراه كردن ايشان تلاش مىكند، مردد مىمانند.
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ هر آينه انسان را آفريديم.
و او را بيهوده رها نكرديم؛ چرا كه در دنيا و آخرت مسئول است به حساب او رسيدگى مىشود. و بلكه همواره زير نظر خداوند است و اين كنترل به ظواهر گفتار و رفتار او منحصر نمىشود بلكه تا اعماق جان او نفوذ مىكند و حديث نفس او را نيز زير نظر دارد.
وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ و مىدانيم كه نفس او سبب ايجاد وسوسه