تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٧٩ - شرح آيات
كنند، و فشار وارد كردن بر او به اين منظور كه نگرشها و شهوات نفسانى خود را بر او تحميل كنيد روا نيست، چه اين با مصلحت شما سازگارى ندارد.
لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ اگر در بسيارى از امور اطاعت شما كند، حتما به سختى و مشقّت گرفتار خواهيد شد، و چگونه مىتواند مشقت و عنت به ايشان نرسد در حالى كه با علم به مخالفت برخاسته و به جهل روى آوردهاند.
در خبر در اسباب نزول اين آيه چنين آمده است
نخست: اين كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله وليد بن عقبه را براى گرد آوردن صدقات به سوى طايفه بنى المصطلق فرستاد، و چون او را ديدند با خوشامدگويى نزد او آمدند، ولى از ايشان بيمناك شد و ترس او را فرا گرفت، چه ميان او و ايشان يك دشمنى قديمى وجود داشت و مىترسيد كه او را به قتل برسانند، يا در جان خود كينهاى نسبت به آنان داشت، پس خواست به مكرى با ايشان بپردازد (يا به اين كار تظاهر كرد) و به همين سبب به نزد پيغمبر بازگشت و به او خبر داد كه آنان از دين برگشتهاند.
سپس پيامبر (ص) خالد بن وليد را روانه كرد و از او خواست كه درباره ارتداد آنان به تحقيق بپردازد و شتاب به خرج ندهد، و او شب هنگام به محل آنان رسيد و بازجويان خود را روانه كرد و آنان براى او خبر آوردند كه مردم متمسك به اسلامند، و بانگ اذان و نماز ايشان شنيده شد، پس چون بامداد شد خالد به نزد ايشان آمد و از درستى آنچه برايش خبر آورده بودند آگاه شد و به نزد پيغمبر بازگشت و او را با خبر كرد، پس اين آيه نازل شد و پيامبر خدا مىگفت: «درنگ و تأنى از خدا است و شتابزدگى از شيطان». [١٦]/ ٣٨٠ از بعضى از اخبار چنين بر مىآيد كه گروهى از مسلمانان از پيغمبر چنان مىخواستند كه پيش از تحقيق درباره ايشان به جنگ با آنان بپردازد، و شايد اين
[١٦] - نقل از القرطبى (با تصرف)، ج ١٦، ص ٣١١.