تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣٨ - شرح آيات
ديگران گفتهاند: شعب به معنى قبايل غير عرب است ... و هر چه باشد، اين طبقه بندى كه از واحد خانواده آغاز مىشود و سپس گستردگى پيدا مىكند و از آن عشيره و سپس فخذ (ران) و بطن (شكم) به وجود مىآيد تا به عمارة و قبيله و سپس شعب برسد، بيهوده نبوده، بلكه همچون نشانههايى براى شناختن و آشنا شدن با يكديگر به شمار مىرفته است.
لِتَعارَفُوا براى آن كه با يكديگر آشنا شويد و همديگر را بشناسيد.
پس منطق مبارزهاى كه داروين آن را از پيش خود در آورد، در زندگى بشرى مردود است، و مردمان/ ٤٣٥ از آن نظر اختلاف پيدا كردند تا هر يك نقش خود را آزادانه ايفا كنند و تجربه بشرى از طريق تنوع آنها رشد و نمو پيدا كند، و هر گروهى با تجربههايى كه خود كسب مىكند از تجربههاى ديگران بى نياز شود ... و در نتيجه به آشنايى با يكديگر برايند.
آرى، همان حكمتى كه خانواده به خاطر آن به وجود آمد، در پيدايش واحدهاى اجتماعى ديگر، همچون عشيره و قبيله و شعب نيز عامل مؤثر بوده است.
و اين بصيرت ما را به آن رهبرى مىكند كه
اولا: اين تقسيمات طبيعى مشروع است و- در اساس- سودمند، و بر ما است كه آن را به پاكى اوليهاش باز گردانيم، و هر گونه تعصب و برتريجويى را از آن دور كنيم تا بتوانيم از ميوههاى پاكيزه آن برخوردار شويم.
اين همان چيزى است كه اسلام، بنا بر آنچه در نصوص آمده، به آن دعوت مىكند، كه از آن جمله است ضرورى بودن صله رحم و ارتباط داشتن با عشيره، چنان كه در حديث از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آمده است كه «برنده رحم (در مقابل وصل كننده آن) به بهشت در نمىآيد»، [١٠٤] و گفت: «زمانى كه مرا به آسمان بالا بردند، رحمى را آويخته به عرش مشاهده كردم كه از رحمى ديگر به پروردگارش شكايت مىكرد، و من به آن گفتم: ميان تو و آن چند پدر فاصله
[١٠٤] - بحار الانوار، ج ٧٤، ص ٩١.