تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١٠ - شرح آيات
انحصار زمانى به وجود او نمىداشت، بلكه همه بشريتى را كه به سوى آن فرستاده شده بود، نسلى پس از نسل ديگر، و زمانى پس از زمان ديگر، شامل مىشد.
براى آن كه معنى شهادت (شاهد بودن) نسبت به رسول راهنما و رهبر آشكار شود، لازم است از دو صفت او بحث كنيم كه اين شهادت را تجسم مىبخشند: يكى دعوت مردمان به رسالت از راه سخن و بيانش، و ديگر دعوت آنان از راه رفتار و عملش، كه از اين راه واقعيتى فراهم مىآيد كه در مجتمع پيرامون او تأثير مىكند، و مثالى براى آن اين كه او (ص) در آن هنگام كه مشغول امضا كردن صلح حديبيه بود، و با پاك كردن نام رسول اللَّه از آن پيمان روش عمل تازهاى را به كار مىبرد، براى آن بود كه صلح با فوايد مدبّرانه خود استمرار پيدا كند، و هنگامى كه سپاهى را به ميدان جنگ روانه مىكرد، و هنگامى كه خاشعانه به گزاردن نماز در برابر پروردگار خويش بر پا مىايستاد، و هنگامى كه عفو و چشمپوشى مىكرد و ...
و ... همه اين رفتارها به صورتى واقعى بر جامعه تأثير مىگذاشت،/ ٣١١ و آن را به نيرو در جهتى به حركت در مىآورد و بر آن مىداشت كه از ژرفناى جان به صاحب آن رفتار تأسى كنند و به پيروى از او بپردازند، و بنا بر اين قيادت و رهبرى پيش از آن كه منصبى سياسى و اجتماعى و قرارى از مقام بالا باشد، پرداختن به كار و واقعيّت عملى است، و امامان راهنما (ع) غالبا اصحاب و پيروان خود را به عمل سفارش مىكردند نه به كلام، و امام صادق (ع) مىگويد: «دعوت كنندگانى براى ما باشيد ولى نه با زبانهايتان» يعنى با رفتار و عمل خود مردمان را دعوت كنيد، بدان سبب كه اين در جان مردم كارگرتر است، و بزرگترين دلالت را بر خط مشى انسان و طرز فكر او دارد، و در درس سابق ديديم كه چگونه رسول (ص) در آن حال كه مردمان را به ذبح كردن قربانى و ستردن مو به عنوان اعمالى از حج فرمان مىداد، بيشترين مردم آن را نپذيرفتند، ولى هنگامى كه خود شخصا مبادرت به اين عمل كرد، همه براى اين كار ازدحام كردند.
اين از سويى، و از سوى ديگر الفاظ رسالت در معرض بازى با آنها از طرف منافقان قرار مىگرفت، به همان گونه كه احتمال تأويل و تفسير داشت، در صورتى