تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٥ - شرح آيات
پس او شكايت نزد رسول (ص) برد، كه به او گفت: بگو: پدرم هارون پيامبر خدا، و عمويم موسى كليم اللَّه، و همسرم محمد رسول اللَّه (ص) پس چه چيز را در من ناروا مىبينيد؟! و چون به آنان گفت: به او گفتند: اين را رسول اللَّه (ص) به تو آموخت و اين آيه نازل شد. [٦٤]/ ٤١٣ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ و عيبجويى خود مكنيد.
لمز به معنى عيب است. و طبرى گفته است: «لمز به دست است و زبان و اشاره، و همز جز به زبان نيست». [٦٥] در آن هنگام كه يكى از ما به عيبجويى از برادرش مىپردازد و روحيههاى منفى را دامن مىزند. و احترام او ساقط مىشود، و اين سبب عيبجويى از خودش نيز مىشود، و شايد به همين مناسبت باشد كه خدا در اين جا گفته است «انفسكم» به همان گونه كه در جاى ديگر گفته است وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ و خودتان را مكشيد» [٦٦] يعنى بعضى از شما بعضى ديگر را نكشيد، يا گفت فَسَلِّمُوا عَلى أَنْفُسِكُمْ به خودتان سلام كنيد»، [٦٧] يعنى يكى به ديگرى. اخلال كردن در آداب اجتماعى سريعترين تأثير را بر روى مرتكب آن دارد، بدان سبب كه حالت اجتماعى به سرعت شامل او نيز مىشود، و سپس آن كه به گفتن عيب او مىپردازى، از گفتن عيب تو چشمپوشى نمىكند، پس هيبت همگان سقوط پيدا مىكند، و پرده حيا برداشته مىشود و كلمات بد و قبيح گسترش مىيابد و محيط سلبى انتشار پيدا مىكند. و سپس لمز- همچون ريشخند كردن ديگران- گامى در راه تباه كردن روابط اجتماعى، و جرثومه مبارزات خطير است و ناگزير بايد از آن جلوگيرى شود تا شيوع پيدا نكند.
وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ و با لقبهاى زشت يكديگر را مخوانيد.
[٦٤] - تفسير القمّى، ج ٢، ص ٣٢٢.
[٦٥] - القرطبى، ج ١٦، ص ٣٢٧.
[٦٦] - النساء/ ٢٩.
[٦٧] - النور/ ٦١.