تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٣٧ - شرح آيات
جنگ فرمان نداد؟ آيا از جهت پاكيزه بودن آنان چنين كرد؟ آنان چنين كرد؟ يا بدان سبب كه فضل و سابقه نيكويى با يكديگر داشتند؟ بالطبع هرگز ... و گواه بر اين است عقايد منحرف و كارهاى بد و زشت ايشان نسبت به پيروان رسالت.
هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ الْهَدْيَ مَعْكُوفاً أَنْ يَبْلُغَ مَحِلَّهُ آنان كافر شدند و از رفتن شما به مسجد الحرام جلوگيرى كردند، و قربانى را بسته و متوقف شده نگاه داشتند تا به جايگاه خود نرسد.
مؤمنان را از حج خانه خدا باز داشتند در صورتى كه آمادگى كامل براى اين كار داشتند، و اين در نظر اعراب آن روزگار از بزرگترين گناهان محسوب مىشد، و همين حادثه سبب رسوايى قريش شد كه به حمايت از بيت الحرام بر ديگر اعراب افتخار مىكرد، و به اين كه نگاهبان حرمت كسانى است كه به زيارت آن خانه مىروند.
براى قريش، پس از باز داشتن حجّاج از بر پا داشتن شعايرى كه نزد اعراب مقامى قدسى داشت، ديگر چه چيز بر جاى ماند؟
و نبىّ اكرم (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) بطلان و قلّابى بودن ادعاهاى قريش را آشكار ساخت، و از لحاظ سياسى آنان را از كرسى سرورى بر اعراب فرود آورد و اين مقدمهاى براى ساقط شدن نظامى بعدى آنان بود.
جرم و گناه قريش بزرگ بود، زيرا چگونه ممكن است كسانى كه مراقبت از خانه خدا را بر عهده دارند و مدعى آنند كه كارشان خدمتگزارى به مردمانى است كه براى زيارت و انجام دادن شعاير آن مىآيند، از آمدن ايشان به اين خانه جلوگيرى كنند؟! آيا آنان مستحق كشته شدن و ديدن عذاب پس از پيروز شدن مسلمانان بر مكّه نيستند؟ چرا، ولى خدا مؤمنان را از آزار رساندن به ايشان به سبب آن كه مؤمنانى در ميان ايشان وجود داشتند، باز داشت، خواه مؤمنان بالفعل به اسلام از اهل مكه كه اسلام خود را پنهان نگاه مىداشتند، يا كسانى كه در آستانه ورود به دين و با خود درباره پيوستگى به رسول اكرم در حال حديث نفس بودند.
/ ٣٣٩ وَ لَوْ لا رِجالٌ مُؤْمِنُونَ وَ نِساءٌ مُؤْمِناتٌ لَمْ تَعْلَمُوهُمْ أَنْ تَطَؤُهُمْ