تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٣ - شرح آيات
تصور مىكنند، و شايد امتيازات ديگران بزرگتر و سودمندتر براى مردم و قابل بقاى بيشتر در نزد خدا بوده باشد، و به همين جهت است كه پروردگار سبحانه و تعالى با توجه به اين حقيقت، چنين مىگويد
عَسى أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى أَنْ يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَ شايد كه از آنان بهتر بوده باشند، و (همچنين روا نيست كه) زنانى زنان ديگر را مسخره كنند، چه شايد از آنان بهتر بوده باشند.
در حديثى مأثور از رسول اللَّه (ص) مىخوانيم كه از نشانههاى عقل آدمى آن است كه برتريجويى نسبت به مردمان را ترك كند، و از ابو جعفر (عليه السلام) روايت شده كه رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم گفت: «خداى عزّ و جلّ به چيزى برتر از عقل پرستش نمىشود، و مؤمن عاقل نيست مگر اين كه ده خصلت در او جمع شده باشد ... و دهم اين كه هيچ كس را نبيند مگر اين كه بگويد: او از من بهتر و پرهيزگارتر است، چه مردمان از دو گونه مردند: يكى مردى كه از او بهتر و پرهيزگارتر است، و ديگرى آن كه از او بدتر و پستتر است، پس اگر مردى را ببيند كه از او بهتر است و پرهيزگارتر، نسبت به او تواضع مىكند تا به او ملحق شود، و چون با آن كس رو به رو شود كه از او بدتر و پستتر است، با خود مىگويد: شايد خير او باطنى و شرّ او ظاهرى باشد، و بسا هست كه كار او به خير خاتمه پيدا كند.
پس چون چنين كند، مجد و بزرگوارى او بالا مىرود و آقاى مردم زمان خود مىشود». [٦٠] در روايتى ديگر آمده است كه رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم گفت
خداى عزّ و جلّ سه چيز را در سه چيز پنهان مىدارد، خرسنديش را در طاعتش، و غضبش را در معصيتش، و دوستش را در ميان آفريدگانش، پس هيچ يك از شما چيزى از طاعتها را سبك مشماريد، چه دانسته نيست كه رضا و خرسندى خدا در كدام يك از آنها است، و هيچ يك از شما چيزى از معصيتها را كوچك مشماريد
[٦٠] - بحار الانوار، ج ١، ص ١٠٨.