تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٧٥ - شرح آيات
و آله و سلّم) هنگامى كه از يارى و خير ثقيف مأيوس شد، از سرزمين ايشان به راه افتاد تا به وسط نخلستانى رسيد و قسمتى از شب را برخاست و به نماز ايستاد و چند نفر از جنّيان اهل نصيبين بر او گذشتند، و سبب آن اين بود كه گروه جن استراق سمع مىكردند، و هنگامى كه آسمان تحت حراست قرار گرفت و گوشدزدان را با شهابها تير باران مىكردند، ابليس گفت: آنچه در آسمان اتفاق افتاده همان چيز است كه در زمين نيز پيدا شده است، پس لشكريان خود را براى خبرگيرى روانه كرد كه اولين آنان همان جنّيان از نصيبين و از اشراف ايشان بودند و به طرف تهامة روانه شدند، و چون به بطن نخلة رسيدند، شنيدند كه پيغمبر (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) به خواندن نماز بامدادى در آن مشغول است و قرآن تلاوت مىكند، و چون به آن گوش فرا دادند، گفتند: خاموش باشيد. [٢٢] فَلَمَّا قُضِيَ پس چون پايان يافت.
و رسول (ص) به قراءت قرآن خود پايان داد.
وَلَّوْا إِلى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ در حالت بيم دادن به نزد قوم خود بازگشتند.
/ ١٨٠ چنان به نظر مىرسد كه آنان براى انجام دادن كارى به راه افتاده بودند، ولى هنگامى كه قرآن را شنيدند، از مأموريت خود چشم پوشيدند و براى بيم دادن به قوم خود به نزد آنان بازگشتند.
[٣٠] و در آياتى كه پس از اين مىآيد عين عبارت بيم دادنى كه آن چند نفر جنى حامل آن به سوى قومشان بودند، آمده است
[٢٢] - تفسير القرطبى، ج ١٦، ص ٢١٠- ٢١١، و آنچه قرطبى نقل كرده با ظاهر آيات بعدى تعارض دارد، چه گفته است كه ابليس سپاهيان خود را فرستاد تا از حراست آسمان براى او خبر آورند. چه آنان اولا، و بدان گونه كه آيات بعدى تأكيد بر آن دارد، به موسى (ع) مؤمن بودهاند. و اين متناسب با آيه ١٠ است كه از ايمان بعضى از علماى بنى اسراييل به پيامبر (ص) خبر مىدهد، و ثانيا، اين حادثه (يعنى روانه شدن سپاهيان ابليس براى خبرگيرى) را مفسران در بعثت پيغمبر (ص) نقل كردهاند و بعضى آن را مقارن با ميلاد شريف او (ص) دانستهاند.