تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٠ - اشكال باصل عدم اعتبار معاملات صبى
نيست بلكه مطلب را تاريكتر و شخص را متحيّرتر مينمايد زيرا آنچه را كه در عرف مشاهده مىكنيم آنستكه ابناء عرف بهر طفل و كودكى آنچه كه وى در آن مهارت دارد بطورى كه در وقت معامله بر آن مغبون واقع نميشود را واگذارى كنند مثلا به پ سرب چ هاى كه شش ساله است خريدن دسته سبزى يا فروش تخممرغى كه يك فلس ارزش دارد را واگذار نموده و به كودك هشت ساله خريدن گ وشت و نان و نظير ايندو را ارجاع داده و به كسى كه سنّش به چ هارده سال رسيده خريد و فروش جامه بلكه حيوان و بلكه ميتوان گ فت تمام امور تجارى در بازار و شهر را ايكال مىنمايند و اساسا بين وى و پ سرب چ ّهاى كه پ انزده سالش كامل شده است فرقى نمىگذارند و چ نان چ ه ملاحظه ميشود به چ نين شخصى خريد مثل قريه و باغ و نيز فروش آنها را واگذار نمىكنند مگر آنكه در اثر كثرت تكرار واجد تجاربى شده باشد بحدّى كه عرف از واگذار نمودن بيع و شراء اين قبيل اشياء دغدغهاى بخود راه ندهند.
و بهرصورت اهل عرف در واگذار نمودن بيع و شراء اشياء به اطفال چ نين تفصيلى را قائلند در حالى كه گ مان نمىكنم قائلين بصحت معامله طفل ملتزم باشند كه سيره را با اين تفصيل قبول داشته باشند.
شرح مطلوب
قوله: ربّما صحّح سيّد مشايخنا فى الرّياض: مقصود مرحوم سيّد على طباطبائى است.
قوله: هذه المعاملات: يعنى معاملات اطفال را.
قوله: لمن له اهليّة التصرف: مثل عاقل بالغ.
قوله: على ذلك: مشار اليه « ذلك » صحّت معاملات صبيان در صورت آلت و وسيله بودن مىباشد.
قوله: و فيه اشكال: ضمير در « فيه » به تصحيح صاحب رياض (ره) راجع