تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٩ - ذكر ادله بر عدم نفوذ افعال صبى و تصرفاتش
ديوانه و طفل نابالغ عمدشان خطاء بوده و در عهده خودشان چ يزى نيست بلكه و زر و وبال آنها را عاقله بايد متحمل شود زيرا قلم از ايشان برداشته شده.
مرحوم مصنّف در معناى اين فقره « و قد رفع عنهما القلم» دو احتمال ذكر فرمودهاند:
الف: بگوئيم اين جمله علّت است براى حكم كه ثبوت ديه در عهده عاقله باشد يعنى: علّت اينكه عاقله بايد و زر و وبال طفل و مجنون را متحمل شوند و در صورت صدور جنايت از ايشان ديه جنايت را آنها لازم است بدهند اين است كه ايندو مرفوع القلم مىباشند.
ب: بگوئيم اين جمله معلول است براى « عمدهما خطاء» و حاصل معنا طبق اين احتمال چ نين ميشود:
چ ون طفل و مجنون عمدشان خطاء محسوب ميشود لاجرم اين معنا سبب شده است كه قلم از ايشان رفع شود.
و بهرصورت چ ه فقره مذكور را علّت دانسته و چ ه معلول قرار دهيم تنها در صورتى مرتبط با كلام و مضمون در روايت است كه مقصود از « رفع قلم» ارتفاع مواخذه باشد چ ه مؤاخذه دنيوى از قبيل ثبوت قصاص و ديه و چ ه مواخذه اخروى يعنى عقاب و عذاب لذا اگر طفلى مرتكب قتل عمدى شد چ ون مرفوع القلم است او را قصاص نمىكنند چ نان چ ه اگر قتل شبه عمد باشد از وى ديه نمىگيرند در حاليكه ايندو فعل اگر از بالغين صادر شوند مقتضى قصاص و ديه هستند.
البته اين معنا در صورتى است كه فقره ياد شده را علّت بدانيم و اگر معلول قرارش دهيم مىگوئيم:
چ ون عمد ايندو خطاء است و اساسا فعل عمدى يا شبه عمد از ايشان صادر نميشود لاجرم قلم مواخذه دنيوى و اخروى در حقشان جعل و وضع نشده است.