تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٣٥ - استدلال به حديث عروه بارقى جهت صحت بيع فضولى
شرح مطلوب
قوله: انّ الاستدلال بها: ضمير در « بها » به قضيه عروه بارقى راجع است.
قوله: و قد اقبض المبيع و قبض الثمن: ضمائر فاعلى در « اقبض » و « قبض » به عروه راجع مىباشند و مقصود از « مبيع » يكى از دو گ وسفند بوده كه عروه آن را به مشترى فروخت و مراد از « ثمن » يك دينارى است كه در مقابل از مشترى اخذ نمود.
قوله: باقباض ماله للمشترى: ضمير مجرورى در « ماله » به نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم راجع است.
قوله: حتى يستأذن: يعنى حتى يستأذن عروه من النبي صلّى اللّه عليه و آله و سلّم.
قوله: حتى يكون دفعه للثمن بيد البايع: ضمير در « دفعه » به مشترى راجع است و مراد از « بايع » بايع فضولى يعنى عروه مىباشد.
قوله: فله ان يستأمنه على الثمن: ضمير منصوبى در « يستأمنه » به بايع فضولى راجع است.
قوله: هو اوّل الوجهين: مقصود از « وجهين » دو وجه اخير يعنى احتمال سوّم و چ هارم مىباشد، بنابراين اوّل الوجهين احتمال سوّم است.
قوله: انّ المناط فيها: ضمير در « فيها » به معاطاة راجع است.
قوله: و حصوله عنده: ضمير در « حصوله » به كلّ من العوضين و در « عنده » به صاحب الآخر راجع است.
قوله: و لو كان صبيا: ضمير در « كان » به غير مالك راجع است.
قوله: المقرون به: ضمير در « به » به عقد راجع است.
متن:
و استدل له ايضا تبعا للشهيد في الدروس بصحيحة محمد بن قيس عن أبي جعفر الباقر عليه السّلام قال: قضى أمير المؤمنين عليه السّلام في وليدة باعها ابن سيدها